خانه / زئوس الهه و خدای آسمان و زمین

زئوس الهه و خدای آسمان و زمین

زئوس پادشاه خدایان و فرمانروای تمام زیارتگاه های واقع در کوه المپ

زئوس از جمله خدایان مورد پرستش یونانیان باستان بود

زئوس

زئوس از جمله خدایان مورد پرستش یونانیان باستان بود که وی را خدای خدایان می نامند. رومیان نیز خدای مشابهی یه نام ژوپیتر داشتند و بسیاری از داستانهایی را که درباره زئوس بیان میشد به ژوپیتر نسبت میدادند.به همین علت بعدها زئوس و ژوپیتر را اغلب یک شخصیت حساب می کردند.رئوس در آثار هنری به شکل مردی خوش قیافه با ریش تصویر میشد که عدالت را بین خدایان و انسانها برقرار میکرد.وی در دست چپ خود صاعقه ای داشت که سلاحی برای تنبیه دیگران بود.زئوس عقابی تیز پر به عنوان پیغام بر داشت و کوهها و درختان سربه فلک کشیده برای وی مقدس به شمار می آمدند. مردم برای عبادت زئوس در بلندترین نقاط تپه ها جمع میشدند زیرا نقاط مرتفع را به بهشت و محل زندگی خدایان نزدیک تر می دانستند.
طبق اساطیر یونان زئوی با سرنگون کردن پدر خود کرونوس خدای خدایان شد.کرونوس اولین رب النوع جهان بود.کرونوس میدانست که روزی توسط یکی از فرزندانش سرنگون میشود به همین علت با تولد هر بچه او را می بلعید. اما زئوس کوچک توسط مادرش نجات داده شد.و در غاری در کوه ایدا در جزیره کرت بزرگ شد و آنچنان قدرتمند گردید که پدر خود را مجبور کرد که سرفه کرده و فرزندان بلعیده شده را باز پس دهد.آنها به کمک یکدیگر بر پدر خود پیروز شدند و حکمران جهان گردیدند.زئوس بهشت و آسمانها را مسخر کرد پوزیدون اقیانوسها را تصاحب کرد و هادس فرمانروای دنیای مردگان شد. ابتدا خدایان با انسان روابط خوبی داشتند اما هنگامی که سر از اطاعت خدایان باز پس زد طبق یک افسانه زئوس تصمیم گرفت تا بشر را مجازات کند سعی نمود تا تمام حهان را با سیل نابود نماید.اما یک زن و یک مرد « دئوکالیون و پورها » به بالای یک کوه پناه جستند.این کوه پاراسوس نام داشت.زئوس از این مرد و زن نسل جدیدی بوجود آورد.
داستانهای متعددی درباره کارها و اعمال زئوس بیان شده است.زئوس ابتدا با الهه ای به نام متیس ازدواج کرد. ولی بعدها با هرا وصلت نمود و هرا برای او سه بچه آوردکه آرس رب النوع جنگ یکی از آنها بود.زئوس عاشق زنهای دیگر میشد هم از آدمیان و هم از خدایان.به همین علت هرا حسادت شدیدی پیدا کرد.در میان فرزندان زئوس می توان آپولون خدای خورشید آرمتیس الهه شکار و تیروکمان و آتنا الهه حکمت که از هوش پدر خود بهره بسیار داشت را نام برد.مشهورترین پسر انسانی زئوس هرکول نام داشت. تندیس زئوس در المپیا . یکی از عجایب هفتگانه جهان است. این بنا در سال ۴۵۰ قبل از میلاد در المپیا یونان به دست مجسمه سازی به نام فیدیاس ساخته شد. همچنانکه از نام آن پیداست این تندیس تصویرگر اندام زئوس بوده است.

درباره زئوس بخش تکمیلی و جامع

در اساطیر یونانی . پادشاه خدایان و فرمانروای تمام زیارتگاه های واقع در کوه المپ است. او کوچکترین فرزند کرونوس و رئا از نژاد تایتان ها . بود. معادل آن در اسطوره های رومی ژوپیتر و در دین کرتیان ولخانوس است . نام زئوس مربوط است به کلمه یونانی dios به معنی « درخشان » . واژه زئوس با بخش نخست واژه لاتین ژوپیتر Jupiter و واژه مورد کاربرد برای روز پیوند دارد. زئوس ایزد آسمان رخشان و نیز توفان به شمار می رفت و هم بدین دلیل سلاح او آذرخش بود که آن را به سمت کسی که او را ناخشنود کرده . پرتاب می کرده است. یکی از مواردی که او را بسیار خشمگین می کرد دروغگویی و پیمان شکنی بوده است. از دیگر نشانه های او می توان به عصای سلطنتی . بلوط . عقاب و سپرش ( ساخته شده از پوست بز آمالتئا ) اشاره کرد.
کرونوس . پدر زئوس . شنیده بود که توسط یکی از فرزندانش سرنگون خواهد شد. به همین دلیل فرزندان خود را می بلعید. اما زئوس که فرزند ششم بود توسط رئا و گایا نجات پیدا کرد. رئا سنگ بزرگی را قنداق پیچ کرده و به کرونوس داد . وی نیز که فکر می کرد این سنگ بزرگ زئوس است آن را بجای زئوس بلعید. رئا نیز از این فرصت استفاده کرده و او را به غاری در کوه های دیکتی واقع در کریت برده و مخفی نمود. در آنجا بزی مقدس به نام آمالتئا زئوس را شیرخورانده و بزرگ می کرد که بعدها او به عنوان پرستار زئوس شناخته می شد. سپس زئوس با کرونوس و دیگر تیتان ها وارد جنگ شد و آن ها را شکست داد و پدر را سرنگون کرد. بچه های بلعیده شده را توسط معجونی از مس تند و شراب که متیس ساخته بود از شکم کرونوس بیرون آورد و به همراه آن ها کرونوس را تا ابد در تارتاروس زندانی کرد. سپس با برادرانش براساس قرعه . فرمانروایی عالم را میان خود تقسیم کردند. زئوس فرمان روای آسمان و زمین شد . پوزئیدون فرمانروای دریاها و جهان زیرزمینی هم نصیب هادس شد.

مقام زئوس

زئوس جوانترین فرزند رئا و کرونوس بود. او بزرگترین فرمانروای کوه المپ و معبد تمام خدایانی که در آنجا بنا شده بودند . بود. با بودن بزرگترین حکمفرما او قانون . عدالت و معنویت را تعیین می نمود . و این مسئله او را رهبر روحانی خدایان و انسان ها نمود. زئوس خدای آسمان ها و ملکوت اعلاء بود و خدای باران و آورنده ابرها که بر آذرخش یا صاعقه هراس انگیز نیز فرمان می راند. قدرتش برتر از قدرت تمامی خدایان دیگر بود. در داستان ایلیاد وی به خانواده اش چنین می گوید: « من قدرتمندترین هستم. بیازمایید تا بر شما آشکار شود. طنابی از طلا به آسمان ببندید و آن را استوار نگه دارید . تمامی خدایان و الهه ها. شما نمی توانید زئوس را فرود آورید. اما من اگر بخواهم شما را به زیر بکشم . آنگاه خواهم توانست. من طناب را به کنگره اولمپ استوار می بندم و همه در هوا آویزان خواهند ماند . آری . هم زمین و هم دریا. » با وجود این . زئوس نه قادر متعال بود و نه دانای کل. هم می شد با او به مخالفت برخاست و هم او را فریفت. در ایلیاد پوسایدون . و نیز هِرا . او را می فریبند. گهگاه سخن از این می رود که قدرت مرموز و اسرار آمیز . یعنی سرنوشت یا تقدیر از زئوس نیرومندتر بوده است. هومر هِرا را بر می انگیزد تا با لحنی سرزنش آمیز از او بپرسد که آیا می تواند انسانی را که تقدیر محکوم به مرگ کرده است دوباره زنده کند یا نه ؟

زئوس و رابطه با دیگر ایزدان

طبق افسانه . متیس الهه پروا اولین همسر زئوس بود که آتنا . ایزدبانوی عقل و خرد را برای او به دنیا آورد. دومین همسر وی عمه اش تمیس بود که دو گروه از دخترانش هورای ( یونومیا . دایکه و ایرنه ) و مویرای ( کلوتو . لاکیسیس و اتروپوس ) را به دنیا آورد. او آنگاه با همسر سومش ائورونومه ازدواج کرد و از او صاحب خاریتس ( آگلیا . ائوفروسینه و تالیا ) گردید. همسر چهارم او خواهرش دمتر بود که برای او پرسفونه را به دنیا آورد. همسر پنجم او عمه دیگرش امنموسینی بود که از ازدواجشان موزها ( کلیو . ائوترپه . تالیا . ملپومن . ترپسیکور . اراتو . پلی هیمنیا . اورانیا و کالیوپه ) متولد شدند. ششمین همسر او عمه دیگری به نام لتو بود که آپولون و آرتمیس را به دنیا آورد.
او همچنین با هرا که خواهرش نیز بود . ازدواج کرد. انتظار بر آن بود که همسر زئوس کاملاً در حد مقام وی باشد. غالباً در اساطیر همسر اصلی زئوس و ملکه المپ نشینان همانا هرا و نام او به معنی قهرمان بانو است و این عنوان مقامی در خور همسر پادشاه خدایان است. هرا در آرگوس کیش ویژه خود را داشت و بی تردید بازمانده ایزدبانوی مادر یونانی بود. هرا برای همسرش آرس . هفائستوس . هبه . ایلی ثیا و اریس را به دنیا آورد.
زئوس به خاطر داشتن ماجراهای عشقی فراوان از معشوقه هایش فرزندان بسیاری داشت. هنگامی که زئوس لدا ملکه اسپارت را فریفت . خود را به شکل یک قوی زیبا درآورد و از تخمی که لدا به عمل آورد دو جفت فرزند دوقلو به دنیا آمدند: کستور و پولیدوسز و کلیتمنسترو و هلن تروایی . از آلکمنه صاحب هراکلس نام آورترین پهلوان یونانی شد . ائوروپه که برایش مینوس . رادامانتوس و سارپدون به دنیا آورد و… او را نماد عاشق پیشگی و عشق باختن با زنان بی شمار و حیله گری های گوناگون برای پنهان ساختن خیانت هایی که به همسرش می کرد معرفی کرده اند. در برابر این پرسش که چرا این کردارها را به سرور و فرمانروای کل خدایان نسبت داده اند . محققان و دانش پژوهان گفته اند که زئوسی که در آوازها و داستان ها از او یاد می شود آمیزه ای است از تمامی خدایان. هرگاه پرستش وی به شهری می رسید که خود خدایان فرمانروا داشت . آن دو به تدریج در هم ادغام می شدند. همسر آن خدا نیز به زئوس می رسید. اما نتیجه ناخوشایند بود و یونانیان ادوار بعد این گونه عشقبازی و شهوترانی بی پایان را نپسندیدند.

حمله به تاج و تخت زئوس

فرمانروایی زئوس خالی از تهدید نبود. افیئالتس و اوتوس . دو غولی که با نام آلودز شناخته می شدند سعی کردند تاج و تخت زئوس را سرنگون کنند. آن ها هر سال یک ذراع ( واحد اندازه گیری در باستان که برابر بود با فاصله آرنج تا نوک انگشت وسط یا حدوداً ۴۴ سانتی متر ) در عرض و یک فاتوم در ارتفاع رشد می کردند. وقتی نه ساله شدند اندازه ای برابر با نه ذراع در عرض و نه فاتوم در ارتفاع داشتند و بدین سبب برای نبرد با ایزدان مصمم شدند. آن ها سپس با قرار دادن کوه های اوسا بر روی المپ . و نهادن کوه پلیون بر روی اوسا موفق به صعود به آسمان ها و تهدید المپ نشینان شدند. آن ها اعلام کردند با پرکردن دریا بوسیله کوه ها . زمین های خشک را بوجود می آورند. افیئالتس از هرا و اوتوس از آرتمیس خواستگاری کرد و آرس را به زنجیر کشیدند. اما هنگامی که قصد داشتند به آرتمیس حمله کنند و او نیز توان مقابله با آن ها را نداشت . برادرش آپولون گوزنی بین آن ها فرستاد. این مسئله باعث شد آن ها دیوانه وار خشمگین شوند و یکدیگر را بکشند. در نسخه های دیگر این افسانه چنین آمده که آرتمیس مسئول مرگ آن ها بود. آرتمیس خود را به شکل گوزنی درآورد و خود را به میان آن ها نهاد و دو برادر برای کشتن گوزن تیرهای خود را به سوی او پرتاب کردند که به یکدیگر اصابت کرده و کشته شدند. دو برادر در دنیای زیرین مجازات شدند . آن ها توسط مارها . پشت به پشت به ستونی بسته شدند. میان آن ها جغدی نیز بر روی ستون قرار داشت.

شورش گیگانت ها بر علیه زئوس

گیگانت ها هیولاهایی بودند که تعداد آن ها صدنفر برآورد شده است. آن ها به دستور گایا برای باز پس گرفتن سلطنت و قدرت تیتان ها به زئوس و دیگر المپ نشینان حمله کردند. بعد از اینکه پیشگویی شده بود هیچ یک از گیگانت ها بدست ایزدان از بین نخواهند رفت و برای شکست دادن هیولاها به یک فانی نیاز است . المپ نشینان از هراکلس تقاضای کمک کردند و با همکاری یکدیگر توانستند آن ها را شکست دهند.
سپس نوبت به اژدهای تایفون رسید تا با نفس آتشینش به آسمان ها حمله کند. این هیولای ترکیبی که چشمانش همانند آتش برق می زدند . ظاهری شبیه به انسان داشت اما از کمر به پایین بدن او از افعی ها پوشیده شده بود. تمام این مشکلات از شکست خوردن گیگانت ها بدست المپ نشینان و خشمگین تر شدن گایا ناشی می شد. گایا به تارتاروس رفته و تایفون را به دنیا آورد که از تمام فرزندان او در اندازه و قدرت برتری داشت. تایفون از همه کوهستان ها بزرگ تر بود و سر او اغلب به ستارگان بر می خورد و وقتی دست هایش را باز می کرد یکی به مشرق و دیگری به مغرب می رسید و بجای انگشتان یکصد سر اژدها داشت . و دارای بال بود و از چشمانش آتش بیرون می زد و تیفون آنقدر وحشتناک بود که وقتی خدایان متوجه حمله او به آسمان شدند از ترس همه به مصر گریخته و شکل حیوان ها را به خود گرفتند. در اینجا بود که زئوس از فواصل دور او را با آذرخش خود مورد حدف قرار داد و در فواصل نزدیک با سلاح داس خود به او ضربه وارد می کرد. هنگامی که تایفون پا به فرار گذاشت . زئوس او را تا کوه های کاسیوس تعقیب نمود. اما تایفون داس را از چنگ زئوس درآورد . تاندون های دست و پای او را قطع کرده و او را بر روی شانه های خود گذاشت و از طریق دریا به غاری در سرزمین کیلیکیه حمل کرد. همچنین او تاندون های مفاصل او را در پوست خرس پنهان کرد که توسط ماده غولی محافظت می شد. در این هنگام بود که هرمس به نجات زئوس شتافت و به صورت نوازنده ای دوره گرد نزدیک او می شود و تایفون را فریب می دهد و تاندون ها را برای تعمیر سازش از او می گیرد ؛ و زئوس هم نیروی خود را باز می یابد و با استفاده از تیرهای آذرخش . او را از بین می برد.

زئوس در حادثه تروا

در جنگ تروا پس از آن که با شکست پاریس از منلائوس از سپاه یونانیان . جنگ به ظاهر پایان می یابد . خدایان در المپ شورایی برپا می کنند و خواستار خون بیشتری می شوند. زئوس به صلح رای می دهد ولی چون همسرش هرا سخن به مخالفت با او می راند . رای خود را پس می گیرد و به نابودی تروا رضایت می دهد.

زئوس در آثار هنری

در هنر . معمولاً زئوس به مانند یک مرد میان سال همراه با ریش اما دارای چهره ای جوان و دارای نیرو تصویر می شد. او بسیار شاه وار و با ابهت به نظر می رسید. نقاشان و هنرمندان سعی در بازسازی قدرت زئوس در کارهای خود دارند . معمولاً با دادن حالتی که گویا در حال پرتاب کردن آذرخش خود است. مجسمه های زیادی از زئوس وجود دارد . اما بدون شک زئوس آرتمیزیوم زیباترین آنهاست. در گذشته گمان می شد که آن پوزئیدون است . این تندیس در موزه ملی باستان شناسی آتن قابل دیدن است.

زئوس

زئوس به نقلی دیگر

زئوس او رب النوع آسمان رب النوع باران و زاینده ابرها بود او بود که آذرخش های دهشتناک میساخت قدرتش بیش از مجموع قدرت سایر رب النوع ها بود او کوچکترین فرزند کرونوس و رئا بود پیش بینی شده بود که مقدر است کرونوس از پسر خود شکست بخورد پس کرونوس برای جلوگیری از بروز چنین حادثه ای هر فرزندی را که به دنیا می آمد بی آنکه از دختر یا پسر بودن او آگاه شود او را بلا فاصله میبلعید او در کل ۳دختر و ۲ پسر را بلعید رئا با فریب دادن کرونوس توانست زئوس را نجات دهد هنگامی که زئوس به سن بلوغ رسید متیس را ترغیب کرد به کرونوس ماده ای تهوع آور بخوراند همین باعث شد تا کرونوس خواهران و برادران زئوس را بالا بیاورد آنگاه زئوس همراه با برادرانش پوزیدون و هادس و سایرین متحد شد و کرونوس را شکست داد پس از پیروزی سه رب النوع برادر زئوس. پوزیدون و هادس برای تقسیم جهان بین خود قرعه کشی کردند زئوس آسمان . پوزیدون دریا و هادس جهان زیرین را بردند گرچه قرار بود زمین و کوه المپ به صورت مشترک بماند اما زئوس حکمرانی خود را به این ناحیه نیز کشاند زئوس از روابط مشروع و نامشروعش با الهه ها و پری ها وزنان میرا پدر نسل دوم رب النوع ها و نیمه رب النوع ها شد زئوس در ارتباط با زنان میرا اغلب خود را به ظاهری غیر انسانی در می آورد تا آنان را بفریبد او که فرزندان بسیاری داشت همچون پدرش از شکست خوردن توسط یکی از پسرانش میترسید پیش بینی شده بود پسر متیس اولین همسر از هفت همسرش پسری به دنیا می آورد و بر رب النوع ها وانسان ها حکمرانی میکند در نتیجه وقتی متیس باردار شد وی را فریب داد و کوچکش کرد وبرای ممانعت از تولد متیس را بلعید بعدها معلوم شد فرزند پسر نبود . بلکه آتنا بود که سرانجام از میان سر زئوس متولد شد البته زئوس اولین رب النوع یونانی حامی و بخشنده و مورداعتماد بسیاری از پسران و دخترانش بود او به دخترش آرتمیس هر آنچه را که الهه شکار نیاز داشت یعنی تیروکمان سگ های شکاری و اختیار شفقت داد همچنین به دختر دیگرش آتنا اعتماد کرد و به وی قدرت داد جنبه ی سایه گونه پدر مخرب نیز بخشی از ذات زئوس است پدری زنباره که اجازه داد هادس . پرسفون را بدزدد و به او هتک حرمت کند پای لنگ هفائستوس را هم به زئوس نسبت داده اند پسر دیگرش آرس را طرد کرد چراکه مورد نفرت او بود با همه ی رفتار های سایه وار بخش اصلی طبیعت زئوسی مولد بودن است آذرخش و عقاب نمادهای اصلی زئوس هستند نمادهایی بیانگر قطعیت . سرعت عمل و “ عمل از راه دور ” آذرخش نشانه ای از قدرت کیفری زئوس است صاعقه از فاصله ی دور می آید و قاطعانه ضربه میزند زئوس وقتی ایازون را در مزرعه در کنار دیمتر دید او را با صاعقه کشت همچنان که عقاب مظهر توانایی شکار موفق است عقاب از زمین اوج میگیرد سریع پایین می آید و شکار را در پنجه هایش میگیرد قلمرو زئوس آسمان است و کهن الگوی زئوس او را مستعد زندگی کردن با سرش میکند او به وسیله کلمات ابراز وجود میکند با اموری انتزاعی مثل پول .‌ سرمایه. قانون یا قدرت و نه با دست یا بدن سر و کار دارد و از قلب و احساسش جداست پوزیدون و هادس جنبه های سایه ی زئوس و بخش هایی از کهن الگوی پدرهستند که مردان قدرتمند آنها را سرکوب میکنند و یا نادیده میگیرند زئوس جاه طلب بود و به عنوان رب النوع اصلی توانایی حکمرانی بر قلمرو خود را داشت اصرار بر ریاست بر قلمرو شخصی تمایل اصلی این کهن الگوست از طرفی زئوس سیاست مداری بود که قدرت عجیبی در ایجاد اتحاد بین افراد داشت او سیکلوپس و صددست را نجات داد تا به کمک آنها بر تیتان ها غلبه کند او تنها به اهداف خود فکر میکند گفتیم که زئوس کهن الگویی است که مردان و زنان را را به جستجو و استفاده از قدرت وا میدارد از نظر تاریخی مردان با قدرت گمان میکنند که با مجوز و حق الهی حکمرانی میکنند و این عجیب نیست چون زئوس بر آنان غلبه دارد مردان طالب قدرت از سقوط کردن میترسند پس به هر حرکتی مظنونند به همین دلیل هم دشمنان زیادی را برای خود دست وپا میکنند

زئوس

Zeus

Ζεύς

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 − 14 =