خانه / فریدریش نیچه – زندگینامه و بیوگرافی فریدریش نیچه

فریدریش نیچه – زندگینامه و بیوگرافی فریدریش نیچه

زندگینامه فریدریش نیچه

زندگینامه و بیوگرافی فریدریش نیچه – فریدریش ویلهِلم نیچه فیلسوف ، شاعر ، منتقد فرهنگی ، آهنگساز و فیلولوژیست کلاسیک بزرگ آلمانی و استاد لاتین و یونانی

زندگینامه و بیوگرافی فریدریش نیچه

فریدریش ویلهلم نیچه فیلسوف – شاعر منتقد فرهنگی آهنگساز و فیلولوژیست کلاسیک بزرگ آلمانی و استاد لاتین و یونانی بود
که آثارش تاثیری عمیق بر فلسفه غرب و تاریخ اندیشه مدرن بر جای گذاشته است
در سال ۱۸۶۹ با ۲۴ سال سن

به کرسی فیلولوژی کلاسیک در دانشگاه بازل دست یافت که جوان ترین فرد در نوع خود در تاریخ این دانشگاه به شمار می رود
در سال ۱۸۷۹ به خاطر بیماری هایی که در تمام طول زندگی با او همراه بود
از سمت خود در دانشگاه بازل کناره گیری کرد و دهه بعدی زندگانی اش را به تکمیل هسته اصلی آثار خود که تا پیش آن به نگارش درآورده بود
اختصاص داد
در سال ۱۸۸۹ در سن ۴۴ سالگی
قوای ذهنی اش را به طور کامل از دست داد و دچار فروپاشی کامل ذهنی گردید
او سال های باقی مانده عمر را تحت مراقبت مادرش ( تا زمان مرگ او در سال ۱۸۹۷ ) و پس از آن

خواهرش الیزابت فورستر نیچه گذراند و سرانجام در سال ۱۹۰۰ در گذشت

نوشته های فریدریش نیچه

شاکله اصلی نوشته های نیچه از جدل فلسفی – شاعری – نقد فرهنگی و قصه تشکیل شده
و در کنار آن به طور گسترده ای نیز به هنر – لغت شناسی – تاریخ – دین و دانش پرداخته شده است
نوشته های او در عین آنکه سرشار از جملات قصار و گوشه کنایه است

شامل مباحث بسیار دیگری همچون اخلاق – زیبایی شناسی – تراژدی – معرفت شناسی – خداناباوری و خودآگاهی نیز می گردد
از مشهورترین عقاید وی نقد فرهنگ – دین و فلسفه امروزی بر مبنای سؤالات بنیادینی درباره بنیان ارزشها و اخلاق بوده است
نوشته های وی سبک تازه ای در زبان آلمانی محسوب می شد

نوشته هایی بسیار ژرف و پر از ایجاز آمیخته با افکاری انقلابی
که نیچه خود روش نوشتاری خویش را گزین گویی ها می نامید
یکی از مشهورترین جملات او خدا مرده است می باشد که بحث های فراوانی را پدیدآورده است

زندگی فریدریش نیچه

او در ۱۵ اکتبر سال ۱۸۴۴ در روکن واقع در لایپزیک پروس به دنیا آمد
به دلیل مقارنت این روز با روز تولد فریدریش ویلهلم چهارم پادشاه وقت پروس
پدر او که معلم چند تن از اعضای خاندان سلطنت بود
به ذوق وطن خواهی از این تصادف خوشحال گردید و نام کوچک پادشاه را بر فرزند خود نهاد

خود او بعدها که بزرگ شد در یکی از کتاب هایش نوشت:
این مقارنت به هر حال به نفع من بود ؛ زیرا در سراسر ایام کودکی روز تولد من با جشنی عمومی همراه بود

پدر فریدریش نیچه

پدر فریدریش از کشیشان لوتری بود و اجداد مادری او نیز همگی کشیش بودند
فریدریش نیچه اولین ثمره ازدواج آنها بود
آنها دو فرزند دیگر نیز به دنیا می آورند: الیزابت و ژوزف
وقتی نیچه پنج سال داشت
پدرش بر اثر شکستگی جمجمه درگذشت و او به همراه مادر
خواهر
مادربزرگ و دو عمه اش بزرگ شد
این محیط زنانه و دیندارانه بعدها تاثیر عمیقی بر فریدریش نیچه گذاشت
از کودکان شریر همسایه که لانه مرغان را خراب می کردند و باغچه ها را ضایع می ساختند و مشق سربازی می نمودند و دروغ می گفتند متنفر بود

همدرسان او به وی کشیش کوچک خطاب می کردند و یکی از آنان وی را عیسی در محراب نامید
لذت او در این بود که در گوشه ای بنشیند و انجیل بخواند و گاهی آن را چنان با رقت و احساس بر دیگران می خواند که اشک در دیدگانشان می آورد ؛ ولی در پشت این پرده
غرور شدید و میل فراوان به تحمل آلام جسمانی نهان بود
هنگامی که همدرسانش در داستان “موسیس سکه وولا تردید کردند
یک بسته کبریت را در کف دست روشن کرد و چندان نگهداشت که همه بسوخت
این یک حادثه مثالی و نمونه ای بود: در تمام عمر در جستجوی وسایل روحی و جسمی بود

تا خود را چنان سخت و نیرومند سازد که به کمال مردی برسد: آنچه نیستم برای من خدا و فضیلت است
وی از چهار سالگی شروع به خواندن و نوشتن و در ۱۲ سالگی شروع به سرودن شعر کرد
فریدریش نیچه در همان محل تولد به تحصیل پرداخت

تحصیلات فریدریش نیچه

او پس از عید پاک ۱۸۶۵ تحصیل در رشته الهیات را ( در نتیجه از دست دادن ایمانش به عیسی مسیح ) رها می کند
نیچه در یکی از آثارش با عنوان آنارشیست می نویسد: در حقیقت تنها یک مسیحی واقعی وجود داشته است که او نیز بر بالای صلیب کشته شد

در ۱۷ اوت ۱۸۶۵
بن را ترک گفته رهسپار لایپزیک می شود تا تحت نظر ریتشل به مطالعه فیلولوژی بپردازد
او در دانشگاه لایپزیک به فلسفه یونانی آشنا گردید
در پایان اکتبر یا شروع نوامبر یک نسخه از اثر آرتور شوپنهاور با عنوان جهان به مثابه اراده و باز نمود را از یک کتاب فروشی کتاب های دست دوم
بدون نیت قبلی خریداری می کند ؛ او که تا آن زمان از وجود این کتاب بی خبر بود
به زودی به دوستانش اعلام می کند که او یک شوپنهاوری شده است

خدمت نظام برای جنگ فرانسه

در ۲۳ سالگی به خدمت نظام برای جنگ فرانسه و پروس فرا خوانده شد
در سرباز خانه به عنوان یک سوارکار ماهر شناخته می شود:
در اینجا بود که نخستین بار فهمیدم که اراده زندگی برتر و نیرومندتر در مفهوم ناچیز نبرد برای زندگی نیست
بلکه در اراده جنگ اراده قدرت و اراده مافوق قدرت است !
در ماه مارس ۱۸۶۸ به دلیل مجروحیت
تربیت نظامیش پایان یافت و در نتیجه به عنوان پرستار در پشت جبهه گماشته شد

استادی کرسی فیلولوژی کلاسیک

فریدریش نیچه از ۲۴ سالگی ( یعنی از سال ۱۸۶۹ تا ۱۸۷۹ به مدت ده سال ) به استادی کرسی فیلولوژی کلاسیک در دانشگاه بازل

و به عنوان آموزگار زبان یونانی در دبیرستان منصوب می شود
در ۲۳ مارس مدرک دکتری را بدون امتحان از جانب دانشگاه لایپزیگ دریافت می کند
او در این دوران آشنایی نزدیکی با یاکوب بورک هارت نویسنده کتاب تمدن رنسانس در ایتالیا داشت
او هوادار فلسفه آرتور شوپنهاور فیلسوف شهیر آلمانی بود و با واگنر آهنگساز آلمانی دوستی نزدیکی داشت
وی بعدها گوشه انزواء گرفت و از همه دوستانش رویگردان شد
او در طول دوران تدریس در دانشگاه بازل با واگنر آشنایی داشت

قسمت دوم کتاب تولد تراژدی تا حدی با دنیای موسیقی ریشارد واگنر نیز سروکار دارد
نیچه این آهنگساز را با لقب مینوتار پیر می خواند
برتراند راسل در تاریخ فلسفه غرب در مورد نیچه می گوید: ابرمرد نیچه شباهت بسیاری به زیگفرید ( پهلوان افسانه ای آلمان ) دارد

فقط با این تفاوت که او زبان یونانی هم می داند
با رسیدن به اواخر دهه۱۸۷۰ فریدریش نیچه به تنویر افکار فرانسه مشتاق شد

و این در حالی بود که بسیاری از تفکرات و عقاید او در آلمان جای خود را در میان فیلسوفان و نویسندگان پیدا کرده بود

ترک شهروندی آلمان توسط فریدریش نیچه

در سال ۱۸۶۹ نیچه شهروندی پروسی خود را ملغی کرد و تا پایان عمرش بی سرزمین ماند
او در حالی که در آلمان
سوئیس و ایتالیا سرگردان بود و در پانسیون زندگی می کرد بخش عمده ای از آثار معروف خود را آفرید

نیچه به مسیحیت خالص و پاک که به زعم او در تمام دوران امکان ظهور دارد احترام فراوان می گذارد و با عقاید مذهبی واگنر تضاد شدیدی پیدا کرد

تغییر نام نیچه

نیچه ادعا کرد که دارای تباری از یک خانواده سرشناس لهستانی است و بر این مسئله اصرار زیادی نیز ورزید
از او نقل شده است که نوشته
آلمان دارای ملتی بزرگ است چرا که مردمانش خون لهستانی در رگهایشان جاریست
من به لهستانی تبار بودن خود افتخار می کنم
نیچه نوشت: به من گفته شده که نیاکانم از سرشناسان لهستانی بوده اند

که حدود یکصد سال پیش به واسطه باورهای مذهبی شان ( پروتستان در لهستان اکثریت کاتولیک ) مجبور به ترک خانه و سرزمینشان شدند ؛ نامشان بعد از مهاجرت
آلمانی مآب می شود و از نیتسکی ( Niëtzky ) به نیچه ( Nietzsche ) تغییر داده می شود

لو آندره آس سالومه دختر یک افسر ارتش روسیه بود که به دردناک ترین عشق نیچه بدل شد
او می گوید: من در مقابل چنین روحی قالب تهی خواهم کرد و از کدامین ستاره بر زمین افتادیم تا در اینجا یکدیگر را ملاقات کنیم
اینها نخستین جملاتی بود که نیچه در نخستین ملاقاتش با سالومه بر زبان آورد

جنون و مرگ نیچه

نیچه زندگی شخصی پر تلاطمی داشت و چندان با زنان هم میانه ای نداشت
نایجل راجرز و مل تامپسون
در کتاب فیلسوفان بدکردار نشان می دهند که فریدریش نیچه دائما بیمار بوده و سردرد داشته
و این سردردها را نتیجه زایش افکار نو می دانست
و اگر بر اثر بیماری سفلیس نمی مرد
می شد نتیجه گرفت که او در هنگام مرگ هنوز پسر بوده است
نیچه چند مورد به زنانی مثل لو سالومه و کازیما واگنر ابراز عشق کرده بود اما همه این موارد با تلخی پایان یافت
و مخصوصا خیانت لو سالومه و دوستش پل ری به او ضربه بسیار محکمی به او وارد آورد که بیماری او را تشدید کرد

در اواخر عمر نیچه خواهرش از او مراقبت می کرد که او هم حداکثر استفاده را از عواید فروش آثار او برد
نیچه در ده سال آخر عمرش عملا مجنون بود
البته برخی پژوهش ها که توسط پزشکی آمریکایی به نام لئونارد ساکس به انجام رسیده است

ادعا شده که عامل جنون او آن طور که پیشتر تصور می شد بیماری سیفلیس نبوده

بلکه سرطان مغزی از نوع دیر پیش رونده آن بوده است
فریدریش نیچه در ۲۵ اوت سال ۱۹۰۰ در وایمار درگذشت

نظریه در مذهب

نیچه بر خلاف آنچه تصور می شود بیشتر بر حرکت جمعی جامعه پیش می رود

و مرگ یک ملت را مردن آرمان ها و ارزش های انسانی می پندارد

و همین را دلیل مستحکم بر نفوذ مذهب و نابودی پیشروی می داند

و مذهب را زاده خیال می داند و تا آنجا پیش می رود که می گوید

تمامی قلمرو اخلاق و دین ذیل این برداشت از علت های زاده خیال جای می گیرد

و شناخت انسان زیباترین می داند به جای آنچه توهم مذهبی می نامیم

که باید اطاعت بی چون وچرا دانست

نیچه و ایرانیان

اطلاعات وسیع نیچه در زمینه زبان ها تاریخ فرهنگ از جمله یونانی و رومی و پژوهش هایی که صورت می دهد
نشان از تسلط او درباره فرهنگ و فلسفه ایران باستان دارد
در روزگار تراژیک یونانیان
که هر دو از نخستین آثار او است
شناخت او درباره تاریخ و فرهنگ یونان و روم

مطالعه آثار تاریخی بازمانده از ایران باستان
سبب آشنایی و علاقه زیاد او با تاریخ و فرهنگ ایران باستان گردید

آثار او شامل پاره نوشته ها و یادداشت های بازمانده در دفترهای او
که حجم زیادی از کل نوشته های او را شامل می گردد
از فرهنگ ایران باستان مکررا یاد می کند
دل بستگی نیچه به ایران و ستایش فرهنگ باستانی آن را در کتابی به نام چنین گفت زرتشت در مورد تفکر فلسفه اشو زردشت می توان به وضوح دید
و نیز نهادن نام وی برکتاب
سعی در با ارزش نشاندادن تحقیقات خود می باشد

فریدریش نیچه و حافظ

فریدریش نیچه یکی از نمونه های عالی خردمندی بینای دیونیسوسی خود را در حافظ می یابد
نام حافظ ده بار در مجموعه آثار وی آمده است

بی گمان دل بستگی گوته به حافظ و ستایشی که در دیوان غربی شرقی از حافظ و حکمت شرقی او کرده
در توجه نیچه به حافظ نقشی اساسی داشته است
در نوشته های نیچه نام حافظ در بیشتر موارد در کنار نام گوته می آید
و نیچه هر دو را به عنوان قله های خردمندی ژرف می ستاید

حافظ نزد او نماینده آن آزاده جانی شرقی است که با وجد دیونیسوسی
با نگاهی تراژیک زندگی را با شور سرشار می ستاید
به لذت های آن روی می کند و در همان حال به خطرها و بلاهای آن نیز پشت نمی کند

فریدریش نیچه

همچنین بخوانید : جملات فریدریش نیچه

منبع : fa.wikipedia.org

برچسب ها : , ,

همچنین ببینید

ویکتور هوگو – زندگینامه و بیوگرافی

ویکتور هوگو – زندگینامه و بیوگرافی

ویکتور هوگو زندگینامه و بیوگرافی ویکتور ماری هوگو شاعر ، داستان نویس و نمایشنامه نویس …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پنج × چهار =