خانه / شازده کوچولو – زیباترین جملات کتاب شازده کوچولو

شازده کوچولو – زیباترین جملات کتاب شازده کوچولو

شازده کوچولو

شازده کوچولو . زیبا ترین جملات کتاب شازده کوچولو نوشته آنتوان دو سن اگزوپری

زیبا ترین جملات کتاب شازده کوچولو نوشته آنتوان دو سن اگزوپری

شازده کوچولو پرسید : تو که هستی ؟ چه خوشگلی ! روباه گفت : من روباه هستم .

شازده کوچولو به او تکلیف کرد که بیا با من بازی کن .

من آنقدر غصه به دل دارم که نگو .

روباه گفت من نمی توانم با تو بازی کنم . مرا اهلی نکرده اند .

شازده کوچولو آهی کشید و گفت : ببخش ! اما پس از کمی تامل باز گفت : اهلی کردن یعنی چه ؟

روباه گفت : اهلی کردن چیز بسیار فراموش شده ای است اهلی کردن یعنی علاقه ایجاد کردن .

داستان شازده کوچولو

روباه گفت : تو هنوز برای من پسربچه ای بیش نیستی مثل صدها هزار پسربچه دیگر و من نیازی به تو ندارم .

تو هم نیازی به من نداری . من برای تو روباهی هستم شبیه به صدها هزار روباه دیگر .

ولی تو اگر مرا اهلی کنی هردو به هم نیازمند خواهیم شد .

تو برای من در عالم همتا نخواهی داشت و من برای تو در دنیا یگانه خواهم بود .

شازده کوچولو گفت : کم کم دارد دستگیرم مى شود .

یک گلى هست که گمانم مرا اهلى کرده باشد.

همه ى مردم ستاره دارند

همه ى مردم ستاره دارند اما همه ى ستاره ها یک جور نیست:

واسه آن هایى که به سفر مى روند حکم راهنما را دارند

واسه بعضى دیگر فقط یک مشت روشنایى سوسوزن اند .

براى بعضى که اهل دانشند هر ستاره یک معما است

واسه آن باباى تاجر طلا بود .

اما این ستاره ها همه شان زبان به کام کشیده و خاموشند .

فقط تو یکى ستاره هایى خواهى داشت که تنابنده اى مثلش را ندارد .

انسان ها این حقیقت را فراموش کرده اند

روباه : انسان ها این حقیقت را فراموش کرده اند . اما تو نباید فراموشش کنی .

تو تا زنده ای نسبت به چیزی که اهلی کرده ای مسئولی

اهلی شدن

اگه آدم گذاشت اهلیش کنن بفهمی نفهمی خودش رو به این خطر انداخته که کارش به گریه کردن بکشه

چشم دل

روباه : جز با چشم دل نمی توان خوب دید . آن چه اصل است از دیده پنهان است .

ارزش گل تو به قدر عمری است که به پاش صرف کرده ای

شازده کوچولو

چیزی که بیابان را زیبا می کند . شازده کوچولو می گوید : چاهی است که جایی پنهان کرده است .

شازده کوچولو

روباه گفت : الان زندگی یکنواختی دارم . من مرغ ها را شکار می کنم . آدم ها مرا .

همه مرغ ها عین هم اند . به همین جهت در این جا اوقات به کسالت می گذرد

ولی تو اگر منو اهلی کنی . انگار که زندگیم را چراغان کرده باشی .

جملات زیبای کتاب

روباه گفت : باید خیلی خیلی حوصله کنی .

اولش کمی دورتر از من به این شکل لای علف ها می نشینی .

من زیرچشمی نگاهت می کنم و تو لام تا کام هیچی نمی گوئی

چون کلمات سرچشمه سوء تفاهم ها هستند عوضش می توانی هرروز یک خرده نزدیک تر بشینی.

شبانگاهان

شبانگاهان که به آسمان پرستاره می نگری . آن ها به تو تعلق دارند .

گوئی ستاره ها می خندند . چون من روی یکی از آن ستاره ها زندگی می کنم .

روی یکی از آن ستاره های خندان. ستاره ها فقط به تو تعلق دارند .

همان ستاره هایی که می توانند بخندند .

جملات کتاب شازده کوچولو

شازده کوچولو جواب داد : دلم که خیلی می خواهد اما وقت چندانی ندارم .

باید بروم دوستانی پیدا کنم و از کلی چیزها سر درآورم

چشم دل

روباه گفت : خداحافظ و اینک راز من که بسیار ساده است :

بدان که جز با چشم دل نمی توان خوب دید . آنچه اصل است . از دیده پنهان است.

فقط بچه ها می دانند که در جستجوی چه هستند.

غروب آفتاب

من عاشق غروب خورشیدم. بیا باهم به غروب آفتاب نگاه کنیم.

مالک ستارگان

من مالک ستارگان هستم . جائی که پیش از من هیچ کس به تصاحب آن ها نیندیشیده بود.

شهریار کوچولو

هرروز صبح پس از آماده شدن باید سیاره را هم آماده کنی.

شازده کوچولو

یک نفر به تنهایی هیچ چیز نمی داند.

وقت اضافی

من اگر ۱۵ دقیقه وقت اضافی داشتم . آرام آرام به طرف چشمه ای می رفتم.

آدم های سیاره شما

آدم های سیاره شما . پنج هزار گل را در باغچه ای می کارند اما گلی را که می خواهند . آن میان پیدا نمی کنند

عروسک پارچه ای

شازده کوچولو گفت : فقط بچه هایند که می دانند در پی چه می گردند.

بچه هایند که کلی وقت صرف یک عروسک پارچه ای می کنند

و عروسک برای شان آن قدر اهمیت به هم می رساند

که اگر یکی آن را ازشان کش برود می زنند زیر گریه.

آدم بزرگ ها

آدم بزرگ ها . خودشان به تنهایی چیزی نمی فهمند .

ولی این برای بچه ها ملال آور است که مرتب به توضیح دیگران گوش دهند.

شازده کوچولو

اگر کسی یک گوسفند درخواست کند . دلیل این است که او وجود دارد.

پس کی اوضاع درست میشود

شازده کوچولو پرسید : پس کی اوضاع درست میشود

روباه گفت : از وقتی که بفهمی همه چیز به خودت بستگی دارد

شازده کوچولو وابسته

شازده کوچولو پرسید : ازکجا بفهمم وابسته شده ام ؟

روباه گفت : تا تا وقتی که هست نمیفهمی

شازده کوچولو ادمها

شازده کوچولو از گل پرسید : ادمها کجایند ؟

گل گفت : باد به اینور و آنورشان میبرد این بی ریشگی حسابی اسباب دردسرشان شده

آدم بزرگها

آدم بزرگها دیگر وقت شناختن هیچ چیز را ندارند . همه چیزها را ساخته و آماده می خرند . ولی چون کسی نیست که دوست بفروشد آدمها مانده اند بی دوست

شازده کوچولو شوخی چیه

شازده کوچولو گفت : شوخی چیه ؟

روباه گفت همونیکه ادمها حرف دلشون و به همدیگه میزنن

غم انگیز

شــازده کوچــولو پـرسیــد : غم انگیز تر از اینکه بیای و کسی خوشحال نشه چیه ؟

روباه گفت : اینکه بری و کسی متوجه نشه

زیبا ترین جملات کتاب شازده کوچولو نوشته آنتوان دو سن اگزوپری

برچسب ها :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 − یک =