بایگانی برچسب: اشعار گروس عبد الملکیان

به شانه‏ام زدی که تنهايي‏ام را تکانده باشی

به شانه‏ام زدی که تنهايي‏ام را تکانده باشی

به شانه‏ام زدی که تنهايي‏ام را تکانده باشي به چه دل خوش کرده‏ای تکاندن برف از شانه‏ های آدم‏برفی گــروس عبـــد الملکیــــان می خواستم بمانم رفتم می خواستم بروم ماندم نه رفتن مهم بود و …

ادامه نوشته »