خانه / موضوعات متنوع و خواندنی / جملات و دیالوگهای زیبا و ماندگار فیلم پدر خوانده

جملات و دیالوگهای زیبا و ماندگار فیلم پدر خوانده

فیلم پدر خوانده

جملات و دیالوگهای زیبا و ماندگار فیلم پدر خوانده

جملات و دیالوگهای زیبا و ماندگار فیلم پدر خوانده

به من نگو اونا پشت سر من چی گفتن.
بگو پیش تو چرا اینقدر راحت بودن تا درباره من حرف بزنن!

جملات و دیالوگهای زیبا و ماندگار فیلم پدر خوانده

بوناسرا: من به آمریکا اعتقاد دارم. آمریکا خوشبختی منو ساخت
و من دخترمو با شیوه آمریکایی بزرگ کردم. بهش آزادی دادم
اما بهش یاد دادم هرگز خانواده اش رو بی آبرو نکنه. اون یه دوست پسر غیر ایتالیایی پیدا کرد. با اون به سینما می رفت
شب تا دیروقت بیرون می موند. من اعتراض نکردم. دو ماه قبل. اون پسر

دخترمو به همراه یکی دیگه از دوستای پسرش برای رانندگی با خودش می بره. اونا به زور مجبورش کردن ویسکی بخوره
و اون وقت سعی کردن ازش سوء استفاده کنن. اون مقاومت کرد. غرورش رو حفظ کرد. پس اون دو نفر

مثل یه حیوون کتکش زدن. وقتی به بیمارستان رفتم. دماغش شکسته بود
آرواره اش خرد شده بود و با سیم به هم وصلشون کرده بودن

از زور درد. حتی نمی تونست گریه کنه. ولی من گریه کردم. چرا گریه کردم ؟ اون تنها روشنایی زندگی من بود
دختر زیبا… حالا دیگه اون هرگز زیبا نخواهد بود… معذرت می خوام… رفتم پیش پلیس. مثل یه آمریکایی خوب
این دو پسر به دادگاه کشونده شدن. قاضی اونا رو به سه سال حبس محکوم کرد. ولی حکم رو به حالت تعلیق درآورد
حکم رو معلق کرد! اونا همون روز آزاد شدن. مثل یه احمق وسط دادگاه وایساده بودم
اون دو حرومزاده. به من خندیدن. اون وقت به همسرم گفتم: برای عدالت. ما باید پیش دون کورلئونه بریم .
ویتو: چرا رفتی پیش پلیس ؟ چرا همون اول نیومدی پیش من ؟

جملات و دیالوگهای زیبا و ماندگار فیلم پدر خوانده

ویتو: مایکل کجاست ؟
سانی: نگران نباشید. سر و کلش پیدا می شه.
ویتو: ما بدون مایکل عکس نمی گیریم.

پدر خوانده

مایکل: وقتی جانی اول راه بود. یه قرارداد شخصی با رهبر یه گروه بزرگ موسیقی امضا کرد.
و وقتی کارش بهتر و بهتر شد. می خواست از اونجا بیرون بیاد. جانی پسرخونده پدر منه
پدرم رفت تا این رهبر گروه رو ببینه و یه پیشنهاد ده هزار دلاری برای فسخ قرارداد با جانی داد
ولی رهبر گروه جواب رد داد. پس روز بعد پدرم رفت تا اون رو ببینه. اما این بار به همراه لوکا براتسی
در عرض یک ساعت. اون یه قرارداد ترخیص رو با یه چک تضمینی ۱۰۰۰ دلاری امضا کرد.

کی: چطور این کار رو کرد ؟
مایکل: بهش پیشنهادی داد که نمی تونست رد کنه.
کی: چه پیشنهادی ؟
مایکل: لوکا براتسی یه اسلحه به طرف سرش نشونه گرفت و پدرم گفت یا مغزش میاد پای قرارداد و یا امضاش
این داستان حقیقت داره. این خانواده منه. کی. ربطی به من نداره.

پدر خوانده

ویتو: وقت صرف خانوادت می کنی ؟
جانی فانتین: البته که می کنم.
ویتو: خوبه. چون مردی که وقت صرف خانوادش نمی کنه. هیچ وقت نمی تونه یه مرد واقعی باشه.

جملات و دیالوگهای زیبا و ماندگار فیلم پدر خوانده

ولتز: گورتو از اینجا گم کن! اگه اون رفیق کله گندت بخواد گردن کلفتی کنه.
بهش بگو من رهبر ارکستر نیستم. آره! اون داستان رو شنیدم.
تام هیگن: به خاطر شام و شب بسیار دلپذیر از شما ممنونم.
ممکنه ماشینتون منو به فرودگاه برسونه ؟ آقای کورلئونه اصرار دارن خبرای بد رو فورا بشنون.

پدر خوانده

ویتو: دیگه هیچ وقت به کسی خارج از خانواده نگو که چی فکر می کنی.

پدر خوانده

سانی: اونا باید سولاتزو رو به من تحویل بدن.
تام: این مساله کاریه. مساله شخصی نیست.
سانی: اونا به پدرم شلیک کردن.
تام: حتی اون حرکت هم کاری بود. نه شخصی.

جملات زیبا و ماندگار فیلم پدر خوانده

مایکل: اونا می خوان با من ملاقت کنن. درسته ؟ من. مک کلاسکی و سولاتزو.
اجازه بدین قرار ملاقات رو بذاریم. از طریق رابط هامون می فهمیم این ملاقات کجا برگزار می شه
ما اصرار می کنیم که یه جای عمومی باشه. یه بار. یه رستوران
جایی که مردم حضور داشته باشن تا من احساس امنیت کنم. وقتی با اونا ملاقات کنم. منو بازدید بدنی می کنن. درسته ؟
پس من نمی تونم با خودم اسلحه داشته باشم. ولی اگه کلمنزا بتونه راهی پیدا کنه تا اونجا یه اسلحه برای من قرار بده. اون وقت هردوشون رو می کشم.

سانی: تو می خوای چی کار کنی. آقای تحصیل کرده که نمی خواست قاطی کار و کاسبی خانواده بشه ؟
حالا می خوای به یه پلیس شلیک کنی. چون کتکت زده ؟ اینجا مثل ارتش نیست
تو باید اون قدر بهشون نزدیک باشی که مغزشون بپاشه رو لباست.
تو این موضوع رو خیلی شخصی فرض کردی. تام! این مساله کاریه و اون شخصی در نظر گرفته.
مایکل: کجا گفته شده که تو نمی تونی یه پلیس رو بکشی ؟
تام: مایکی…
مایکل: صبر کن. تام! من دارم درباره پلیسی حرف می زنم که تو کار مواد مخدر دست داره
یه پلیس بی آبرو. پلیسی که عیاشی می کنه. این یه داستان فوق العاده است
ما روزنامه نگارهایی تو لیست حقوق بگیرامون داریم. درسته ؟ … اونا ممکنه داستانی مثل این رو دوست داشته باشن.
تام: ممکنه.
مایکل: این مساله شخصی نیست. سانی. کاملا کاریه.

جملات فیلم پدر خوانده

ویتو: تو درباره انتقام حرف می زنی. آیا انتقام. پسر تو رو بهت برمی گردونه ؟ یا پسر منو به من ؟ من از انتقام خون پسرم گذشتم
ولی براش دلایل شخصی دارم. کوچک ترین پسرم مجبور شد تا این کشور رو به خاطر ماجرای سولاتزو ترک کنه
و من باید ترتیب بازگشتشو در نهایت امنیت. در حالی بدم که تمام این اتهامات دروغین پاک شده
ولی من یه آدم خرافاتی هستم. اگه یه حادثه ناخوشایند براش اتفاق بیفته.

اگه توسط یه مامور پلیس مورد اصابت قرار بگیره یا اگه خودش رو تو سلول زندانش حلق آویز کنه یا اگه مورد اصابت یه رعد و برق قرار بگیره.
من بعضی از افراد داخل این اتاق رو مقصر می دونم. و اون وقته که نمی بخشم. اما به غیر از اون. بذارید قسم بخورم
به روح نوه هام قسم می خورم که اون کسی نیستم که صلحی که امروز در اینجا ایجاد شد رو می شکنم.

جملات فیلم پدر خوانده

مایکل: پدر من هیچ فرقی با آدمای قدرتمند دیگه نداره. هر مردی که در قبال آدمای دیگه مسئوله. مثل یه سناتور یا رئیس جمهور.
کی: می دونی چقدر ساده به نظر میای ؟
مایکل: چرا ؟
کی: سناتورها و رؤسای جمهور آدم نمی کشن.
مایکل: تو چقدر ساده ای. کی!… کی! روش پدرم برای انجام کارها دیگه قدیمی شده
حتی خودش هم اینو می دونه. در عرض ۵ سال. خانواده کورلئونه کاملا قانونی می شه.

پدر خوانده

مو گرین: من با بارزینی صحبت کردم. من می تونم باهاش یه قرارداد ببندم و هتل رو حفظ کنم.
مایکل: واسه همین تو ملا عام زدی تو گوش برادرم ؟

فردو: اون چیزی مهمی نبود. مایک. مو منظوری از اون کار نداشت. گاهی وقتا کنترلش رو از دست می ده. ولی ما دوستای خوبی هستیم.
مو گرین: من کارهایی برای انجام دادن دارم. گاهی وقت ها باید زهر چشم بگیرم. ما با هم بحثمون شد. و من مجبور بودم ادبش کنم.
مایکل: برادر منو ادب کنی ؟ !

پدر خوانده

فردو: مایک! تو نمی تونی به لاس وگاس بیای و با مردی مثل مو گرین اینطوری صحبت کنی!
مایک: فردو! تو برادر بزرگتر منی و من دوستت دارم. اما هیچ وقت در مقابل خانواده ات. طرف کس دیگه ای رو نگیر. هیچ وقت!

پدر خوانده

ویتو: بارزینی اولین حرکت رو علیه تو انجام می ده. اون ترتیب یه جلسه رو توسط یه نفری که تو کاملا بهش اعتماد داری. می ده
کسی که امنیت تو رو تضمین می کنه. و تو اون جلسه تو مورد سوء قصد قرار می گیری.

جملات ماندگار فیلم پدر خوانده

ویتو: تمام عمرم تلاش کردم که بی توجه نباشم. زن ها و بچه ها می تونن بی دقت باشن. ولی مردها نه!

پدر خوانده

مایکل: موضوع چیه ؟ چی داره اذیتت می کنه ؟ من از عهده اش برمیام. بهت گفتم که از پسش برمیام. پس از پسش برمیام.
ویتو: من این راه رو برای سانتینو در نظر داشتم… و فردو… فردو خوب بود.
اما هیچ وقت این ( کار ) رو برای تو نمی خواستم. تمام عمرم کار کردم. به خاطر مراقبت از خانواده ام پشیمون نیستم.
قبول نکردم که یه احمق باشم… که یه عروسک خیمه شب بازی باشم که سرنخ هاش دست کله گنده هاست. من پشیمون نیستم
این زندگی منه. اما همیشه فکر می کردم که وقتی نوبت تو برسه. تو باید یکی از اونایی بشی که سرنخ ها رو در دست داره. سناتور کورلئونه. فرماندار کورلئونه. یه همچین چیزی!

پدر خوانده

همچنین بخوانید : جملات آل پاچینو
همچنین بخوانید : جملات آلفرد هیچکاک
همچنین بخوانید : جملات رابرت دنیرو

برچسب ها :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7 − 4 =