خانه / چکیده اشعار شاعران / من و تو با همیم اما دلامون خیلی دوره – اردلان سرفراز

من و تو با همیم اما دلامون خیلی دوره – اردلان سرفراز

شعر زیبای من و تو

من و تو با همیم اما دلامون خیلی دوره شعری از اردلان سرفراز

من و تو با همیم اما دلامون خیلی دوره - اردلان سرفراز

من و تو با همیم اما دلامون خیلی دوره

همیشه بین ما دیوار صد رنگ غروره

نداریم هیچ کدوم حرفی که باز هم تازه باشه

چراغ خنده هامون خیلی وقته سوت و کوره

من و تو . من و تو . من و تو

هم صدای بی صداییم . با هم و از هم جداییم

خسته از این قصه هاییم . هم صدای بی صداییم

نشستیم خیلی شب ها قصه گفتیم از قدیما

یه عغمره وعده ها افتاده از امشب به فردا

تمام وعده ها رو دادیم و حرفا رو گفتیم

دیگه هیچی نمی مونه برای گفتن ما

من و تو . من و تو . من و تو

هم صدای بی صداییم . با هم و از هم جداییم

خسته از این قصه هاییم . هم صدای بی صداییم

گل های سرخمون پوسیده موندن توی باغچه

دیگه افتاده از کار ساعت پیر رو طاقچه

گل های قالی رنگ زرد پاییزی گرفتن

اون هام خسته شدن از حرف هر روز تو و من

من و تو . من و تو . من و تو . من و تو

من و تو با همیم اما دلامون خیلی دوره – اردلان سرفراز

برچسب ها :

همچنین ببینید

دلم می سوزد از باغی که می سوزد – اردلان سرفراز

دلم می سوزد از باغی که می سوزد – اردلان سرفراز

شعر زیبای آشفته بازار دلم می سوزد از باغی که می سوزد شعری از اردلان …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

15 − 10 =