شوره زاری ست درندشت زمینی که منم – خلیل ذکاوت

شوره زاری ست درندشت زمینی که منم

شعر زیبای شوره زاری ست درندشت زمینی که منم – خلیل ذکاوت

شوره زاری ست درندشت زمینی که منم - خلیل ذکاوت

شوره زاری ست درندشت زمینی که منم
مزن اردو به بیابان چنینی که منم
مانده ام تا پس از این باز چه خواهید ربود
تو و دنیای تو از بی دل و دینی که منم
نه همانی تو که بی شکوه بمانی یک عمر
و بسوزی و بسازی به همینی که منم
سفرت سبز . گل تازه بهارم . تا کی
– پای این کهنه خزانی بنشینی که منم ؟
خاک اگر باغ بهشتی شده باشد. بانو
باز از آن میوه ی ممنوع نچینی که منم
گاهی آهی بزند راه سفر را ؛ هشدار
گوش مسپار به آوای حزینی که منم
می شوی گیج و گم و گنگ . مبادا بزنی
لب به آمیخته ی شک و یقینی که منم
شان انگشت تو بالاتر از این هاست ؛ بشوی
دست از انگشتر بی نقش و نگینی که منم
فتح این قله نفس می طلبد ؛ خالی کن
سینه از خاطره ی خاک نشینی که منم
ته این دره پلنگی ست ؛ اگر یک ذره
آفتابی شوی ای ماه . ببینی که منم
بس که بالا و بلایی . به شکار دل تو
کارگر نیست کمانی و کمینی که منم
شمع و شعله کشی آخرش و یعنی که
دل بکن از نفس بازپسینی که منم
شب تبدار تو را اندکی آرام نساخت
آه از این ماه از این قرص گچینی که منم
ما چه هستیم ؟ دو تا باهم بی هم از بس
نه من آنم که تویی و نه تو اینی که منم

خلیل ذکاوت

برچسب ها : , , , ,

همچنین ببینید

تا ابد سرکشی از حکم ازل یعنی چه – خلیل ذکاوت

تا ابد سرکشی از حکم ازل یعنی چه – خلیل ذکاوت

تا ابد سرکشی از حکم ازل یعنی چه شعر زیبای تا ابد سرکشی از حکم …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

1 + چهارده =