خانه / چکیده اشعار شاعران / روزگاران پس از این روزگاران تو بادا – خلیل ذکاوت

روزگاران پس از این روزگاران تو بادا – خلیل ذکاوت

روزگاران پس از این روزگاران تو بادا

شعر زیبای روزگاران پس از این روزگاران تو بادا – خلیل ذکاوت

روزگاران پس از این روزگاران تو بادا - خلیل ذکاوت

روزگاران پس از این روزگاران تو بادا
زردی تقویم ها سبز از بهاران تو بادا
بلکه چرتش پاره گشت و از دهن دره رها شد
کوه خواب آلود غرق آبشاران تو بادا
رودرود خاک تا نم نم بخوابد . بستری از
باز باران با ترانه . جویباران تو بادا
تشنگی تا بر در و دشت این قدر فرمان نراند
حکم میرآبی به دست آبیاران تو بادا
جای آب از هر سرابی گول خوردن بس . از این پس
کاروبار تشنگان با چشمه ساران تو بادا
در هزاران گوشه رقصان آتش آواز و . لرزان
پرده ی گوش گل از بانگ هزاران تو بادا
این کبود کهنه تا گیرد جلا و جلوه از نو
پرهنر سرپنجه ی آیینه کاران تو بادا
فرقدینی دارد این وارونه دریا در دل خود
آن دو مروارید صید شب شکاران تو بادا
شب در اشغالان شغالان تا کی و تا چند زوزه ؟
غرش شیران بلند از بیشه زاران تو بادا
کام باطل محوران را تا کجا باید برآرد ؟
دور از این جا بر مراد حق مداران تو بادا
وا شود تا مشت مشتی تخمه ی لاف و گزافه
عاشقی در قبضه ی مجنون تباران تو بادا

عشق از کی عرصه ی علاف ها شد ؛ یک علف هم

هرز اگر باشد . لگد کوب سواران تو بادا
هر که سر داده شعار دادن سر از ته دل
در عمل هم در شمار سربه داران تو بادا
سر به گردون ؛ گردنه در گردنه گردن کشیده
راه سرکش سربه راه رهسپاران تو بادا
تا که دلال دغل دکانش از رونق بیافتد
سکه ی رایج دل صاحب عیاران تو بادا
از نثار جانشان جان جهانی تازه گردد
ای جهانی جان نثار جان نثاران تو بادا
در ادای دین تو آن هم در این دنیای بی دین
لطف حق پشت و پناه حق گزاران تو بادا
فرش راه تو دل من باد و . یارب دیده ی من
سرمه اش . ای یار . خاک پای یاران تو بادا
تا ظفر نقش زمینه گردد و نقل زمانه
صبر . خود . سنگ صبور بی قراران تو بادا
قصه ای شیرین که باشد مهربانی قهرمانش
داستان دوستان و دوستداران تو بادا
از همان می کز پی آن نیست سردرد خماری

خمره ها. بی دردسر. سهم خماران تو بادا

هر قدر انگور شاداب است گردد یک پیاله
و آن پیاله نوش جان شادخواران تو بادا
گرچه مستان را غم بی خانمانی نیست . لیکن
هرچه میخانه است ملک میگساران تو بادا
از دل شب می شوی ای ماه . آخر. آفتابی
چون سحر روشن دل امیداواران تو بادا
تا طلوع تو . لبالب آسمانی از ستاره
شب به شب در طالع اخترشماران تو بادا
رزقشان بادا شنیدن از تو. اما دیدنت هم
روزی آخر روزی چشم انتظاران تو بادا

خلیل ذکاوت

برچسب ها : , , , ,

همچنین ببینید

تا ابد سرکشی از حکم ازل یعنی چه – خلیل ذکاوت

تا ابد سرکشی از حکم ازل یعنی چه – خلیل ذکاوت

تا ابد سرکشی از حکم ازل یعنی چه شعر زیبای تا ابد سرکشی از حکم …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نوزده + یازده =