خانه / چکیده اشعار شاعران / خیال آن مژه خون می کند چه چاره کنم

خیال آن مژه خون می کند چه چاره کنم

خیال آن مژه خون می کند چه چاره کنم

دل آب گشت و نمی آید آن خدنگ برون

تعلقات جهان حکم نیستان دارد

نشد صدا هم از این کوچه های تنگ برون

بیـــدل دهلـــــوی

برچسب ها : , ,

همچنین ببینید

بسکه وحشت کرده است آزاد

بسکه وحشت کرده است آزاد

بسکه وحشت کرده است آزاد ، مجنون مرا لفظ نتواند کند زنجیر، مضمون مرا در …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بیست − یک =