ای شده چون سنگ سیاهی صبور

روشنی
ای شده چون سنگ سیاهی صبور
پیش دروغ همه لبخندها
بسته چو تاریکی جاویدگر
خانه به روی همه سوگندها
من ز تو باور نکنم ، این تویی ؟
دوش چه دیدی ، چه
شنیدی ، به خواب ؟
بر تو ، دلا ! فرخ و فرخنده باد
دولت این لرزش و این اضطراب
زنده تر از این تپش گرم تو
عشق ندیده ست و نبیند دگر
پاکتر از آه تو پروانه ای
بر گل یادی ننشیند دگر
مهـــدی اخــوان ثالــــث

برچسب ها :

همچنین ببینید

آمد به سوي شهر از آن دور دورها

آمد به سوي شهر از آن دور دورها

خفته آمد به سوي شهر از آن دور دورها آشفته حال باد سحرخيز فرودين گفتي …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.