بُده بُدبُد چه اميدي چه ايماني

آواز كرك
بُده… بُدبُد … چه اميدي
چه ايماني
كرك جان
خوب مي خواني
من اين آواز پاكت را درين غمگين خراب آباد
چو بوي بالهاي سوخته ت پرواز خواهم داد
گرت دستي دهد با خويش در دنجي فراهم باش
بخوان آواز تلخت را ، ولكن دل به غم مسپار
كرك جان ! بنده ي دم باش
بُده… بُد بُد راه هر پيك و پيغام خبر بسته ست
ته تنها بال و پر ، بال نظر بسته ست
قفس تنگ است و در بسته ست
كرك جان ! راست گفتي ، خوب خواندي ، ناز آوازت
من اين آواز تلخت را بده … بد بد … دروغين بود هم لبخند و هم سوگند
دروغين است هر سوگند و هر لبخند
و حتي دلنشين آواز جفت تشنه ي پيوند
من اين غمگين سرودت را
هم آواز پرستوهاي آه خويشتن پرواز خواهم داد
به شهر آواز خواهم داد
بُده … بُدبُد … چه پيوندي چه پيماني
كرك جان! خوب مي خواني
خوشا با خود نشستن، نرم نرمك اشكي افشاندن
زدن پيمانه‌اي دور از گرانان هر شبي كنج شبستاني
مهـــدی اخــوان ثالــــث

برچسب ها :

همچنین ببینید

نگفتندش چو بيرون مي‌كشاند از زادگاهش سر

نگفتندش چو بيرون مي‌كشاند از زادگاهش سر

پرنده اي در دوزخ نگفتندش چو بيرون مي‌كشاند از زادگاهش سر كه آنجا آتش و …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شانزده + 18 =