بيمارم ، مادرجان

بيمار
بيمارم ، مادرجان
مي دانم ، مي بيني
مي بينم ، مي داني
مي ترسي ، مي لرزي
از كارم ، رفتارم ، مادرجان
مي دانم ، مي بيني
گه گريم ، گه خندم
گه گيجم ، گه مستم
و هر شب تا روزش
بيدارم، بيدارم ، مادرجان
مي دانم ، مي داني
كز دنيا، وز هستي
هشياري ، يا مستي
از مادر ، از خواهر
از دختر ، از همسر
از اين يك، و آن ديگر
بيزارم ، بيزارم ، مادرجان
من دردم بي ساحل
تو رنجت بي حاصل
ساحر شو ، جادو كن
درمان كن ، دارو كن
بيمارم ، بيمارم ، بيمارم ، مادرجان
مهـــدی اخــوان ثالــــث

برچسب ها :

همچنین ببینید

نجوا كنان به زمزمه سرگرم

نجوا كنان به زمزمه سرگرم

سرود پناهنده نجوا كنان به زمزمه سرگرم مردي‌ست با سرودي غمناك خسته دلي ، شكسته …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چهارده − 13 =