نه زورقي و نه سيلي ، نه سايه ي ابري

“و نه هيچ”
نه زورقي و نه سيلي ، نه سايه ي ابري
تهي ست آينه مرداب انزواي مرا
خوش آنكه سر رسدم روز و سردمهر سپهر
شبي دو گرم به شيون كند سراي مرا
مهـــدی اخــوان ثالــــث

برچسب ها :

همچنین ببینید

هنگام رسيده بود ما در اين

هنگام رسيده بود ما در اين

“هنگام” هنگام رسيده بود ، ما در اين كمتر شكي نمي توانستيم آمد روزي كه …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هجده − دوازده =