از تهی سرشار جویبار لحظه ها جاری ست

چون سبوی شکسته
از تهی سرشار
جویبار لحظه ها جاری ست
چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب ، واندر آب بیند سنگ
دوستان و دشمنان را می شناسم من
زندگی
را دوست می دارم
مرگ را دشمن
وای ، اما با که باید گفت این ؟ من دوستی دارم
که به دشمن خواهم از او التجا بردن
جویبار لحظه ها جاری
مهـــدی اخــوان ثالــــث

همچنین ببینید

تا آسمان نماند لب تشنه در دل شب – خلیل ذکاوت

تا آسمان نماند لب تشنه در دل شب – خلیل ذکاوت

تا آسمان نماند لب تشنه در دل شب شعر زیبای تا آسمان نماند لب تشنه …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.