ای تو چگونه بگویم که کیستی – کیوان شاهبداغی

شعر تو از کیوان شاهبداغی

شعر زیبای ای تو چگونه بگویم که کیستی از کیوان شاهبداغی

ای تو چگونه بگویم که کیستی - کیوان شاهبداغی

ای تو چگونه بگویم که کیستی – کیوان شاهبداغی

ای تــو

چگــونه بگــویم کــه کیستــی

آه ای بهانه باریدن دو چشم

تفسیر هر چه بغض

شیرین ترین غمی که به جانم نشسته است

ای بی تو هیچ هیچ

ای با تو اوج عشق

معنای هر چه هست وقتی ندارمت

با این جهان بی تو

چه وا مانده ام به خویش

وقتی که با منی

من باشم و تو باشی و یک کهکشان امید

حتی خیال آنکه تو هستی ، مرا بس است

تو ترجمان واژه عشقی به لحن بغض

ترکیب با سخاوت بغضی ، به طعم عشق

ای رمز هر سکوت ای راز هر سخن

خاری خسیده دیده من بغض در گلو

هیهات از آنکه جز تو ، کسی را خبر دهم

تنها دلیل خنده سرودن سکوت اشک

با من بمان

آری بمان ، که بی تو تمام است کار من

یکصد هزار او این خیل پر تراکم آن های بیشمار

اما تنها : تو یی که تویی مهربان من

من بی تو بس غریب در خویش مرده ام

کیوان شاهبداغی

بقیه اشعار این شاعر : اشعار زیبای کیوان شاهبداغی

برچسب ها :

همچنین ببینید

وقتی پدربزرگ تنها به جرم خوردن – کیوان شاهبداغی

وقتی پدربزرگ تنها به جرم خوردن – کیوان شاهبداغی

پدربزرگ شعر زیبای وقتی پدربزرگ از کیوان شاهبداغی وقتی پدربزرگ – کیوان شاهبداغی وقتــی پدربــزرگ …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.