تلخ ماندم تلخ مثل زهری که

” تلخ ماندم ، تلخ “
تلخ ماندم ، تلخ
مثل زهری که چکیده از شب ظلمانی شهر
مثل اندوه تو
مثل گل سرخ
که به دست طوفان
پرپر شد
تلخ ماندم ، تلخ
مثل عصری غمگین
که تو را بر حاشیه اش پیدا کردم
و زمین را
توپ گردان
پرت کردم به دل ظلمت
تلخ ماندم ، تلخ
دیوار از پنجره سر بیرون کرد
از دهانش
بوی خون می آمد
خســــرو گل ســـرخـــی

برچسب ها :

همچنین ببینید

که ایستاده به درگاه

که ایستاده به درگاه

” زخم سیاه “ که ایستاده به درگاه آن شال سبز را ز شانه ی …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

3 × دو =