خانه / چکیده اشعار شاعران / من شکستم در خود

من شکستم در خود

” من شکستم در خود “
من شکستم در خود
من نشستم در خویش
لیک هرگز نگذشتم از
پل
که ز رگ های رنگین بسته ست کنون
بر دو سوی رود آسودن
باورن کن نگذشتم از پل
غرق یکباره شدم
من فرو رفتم
در حرکت دستان تو
من فرو رفتم
در هر قدمت ، در میدان
من نگفتم به ذوالکتاف سلام
شانه ات بوسیدم
تا تو از این همه ناهمواری
به دیار پکی راه بری
که در آن یکسانی پیروزست
من شکستم در خود
من نشستم در خویش
خســــرو گل ســـرخـــی

برچسب ها :

همچنین ببینید

در بقعه های سکت بودن همراه خوب من

در بقعه های سکت بودن همراه خوب من

” با این غرور بلندت “ در بقعه های سکت بودن همراه خوب من آن …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

3 × چهار =