خانه / چکیده اشعار شاعران / دانه هاي اشک از چشمم بيرون مي زنند

دانه هاي اشک از چشمم بيرون مي زنند

دانه هاي اشک
از چشمم بيرون مي زنند
چون قطار مورچه ها
از چشمان مرده
نکند اشک نيستند
مورچه اند اينها
نکند مرده ام
در حسرت تو
رســـول يــونان

برچسب ها :

همچنین ببینید

باراني مورب در نيمروزي آفتابي

باراني مورب در نيمروزي آفتابي

باراني مورب در نيمروزي آفتابي هيچ اتفاقي نيافتاده است تنها تو رفته اي اما من …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

19 + سه =