دانه هاي اشک از چشمم بيرون مي زنند

دانه هاي اشک
از چشمم بيرون مي زنند
چون قطار مورچه ها
از چشمان مرده
نکند اشک نيستند
مورچه اند اينها
نکند مرده ام
در حسرت تو
رســـول يــونان

برچسب ها :

همچنین ببینید

داشتم از اين شهر مي رفتم

داشتم از اين شهر مي رفتم

داشتم از اين شهر مي رفتم صدايم کردي جا ماندم از کشتي سفيد آرزوها که …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سیزده − یک =