خانه / چکیده اشعار شاعران / عاقبت او پيروز شد چون

عاقبت او پيروز شد چون

عاقبت او پيروز شد
چون
با صداقتش با من جنگيده بود
باقي
قصه ي مغلوب شدن من است
خسته و شکسته به خانه که آمدم
قايم شدم پشت فنجان چاي و
دود سيگار
و خاموش کلنجار رفتم
با کلمات خيس و دروغين
سربازهاي شکست خورده
هرگز با صداي بلند آواز نمي خوانند
رســـول يــونان

برچسب ها :

همچنین ببینید

تو نيستي اما من برايت چاي مي ريزم

تو نيستي اما من برايت چاي مي ريزم

تو نيستي اما من برايت چاي مي ريزم ديروز هم نبودي كه برايت بليت سينما …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هفت + یازده =