خانه / چکیده اشعار شاعران / نيامدنش را باور نمي کنم

نيامدنش را باور نمي کنم

نيامدنش را باور نمي کنم
غيرممکن است
او نيامده باشد
حتما ، حالا
زير باران مانده است
و نااميد و خسته
در خيابان ها قدم مي زند
من به باز بودن درها مشکوکم
رســـول يــونان

برچسب ها :

همچنین ببینید

مي دانستم ديگر به آنجا بر نمي گردم

مي دانستم ديگر به آنجا بر نمي گردم

مي دانستم ديگر به آنجا بر نمي گردم در آخرين عکس ها لبخند زدم دشت …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

5 + 7 =