در سرای ما زمزمه ای درکوچه – سهراب سپهری

در سرای ما زمزمه ای درکوچه

شعر زیبای در سرای ما زمزمه ای درکوچه – سهراب سپهری

در سرای ما زمزمه ای درکوچه - سهراب سپهری

در سرای ما زمزمه ای درکوچه ما آوازی نیست

شب گلدان پنجره ما را ربوده است

پرده ما در وحشت نوسان خشکیده است

اینجا ای همه لب ها لبخندی ابهام جان را پهنا می دهد

پرتو فانوس ما در نیمه راه میان ما و شب هستی مرده است

ستون های مهتابی ما را پیچک اندیشه فرو بلعیده است

اینجا نقش گلیمی و آنجا نرده ای ما را از آستانه ما بدر برده است

ای همه هوشیاران بر چه باغی در نگشودیم که عطر فریبی به تالار نهفته ما نریخت

ای همه کودکی ها ! بر چه سبزهای ندویدیم که شبنم اندوهی بر ما نفشاند

غبار آلوده راهی از فسانه به خورشیدیم

ای همه خستگان در کجا شهپر ما از سبکبالی پروانه نشان خواهد گرفت ؟

ستاره زهره از چاه افق برآمد

کنار نرده مهتابی ما کودکی بر پرتگاه وزش ها می گرید

در چه دیاری آیا

اشک ما در مرز دیگر مهتابی خواهد چکید

ای همه همسایه ها در خورشیدی دیگر خورشیدی دیگر

آوار آفتاب – سهراب سپهری

برچسب ها :

همچنین ببینید

در نهفته ترین باغ ها دستم میوه چید – سهراب سپهری

در نهفته ترین باغ ها دستم میوه چید – سهراب سپهری

در نهفته ترین باغ ها دستم میوه چید شعر زیبای در نهفته ترین باغ ها …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هفده + 2 =