لب هايت را تر مي کني باد مي وزد

لب هايت را تر مي کني
باد مي وزد
چراغ هاي شب روشن مي شوند
خيابان راه مي‌افتد
ابله داستايوفسکي را دوباره به من امانت مي دهي
کيفم را دست چپم مي دهم
ماشين پليس آرام رد مي شود
چيزي کم است
سارا محمـــدي اردهــالــي

برچسب ها :

همچنین ببینید

هواپيما بلند مي شود کمر مرا تا مي کند

هواپيما بلند مي شود کمر مرا تا مي کند

هواپيما بلند مي شود کمر مرا تا مي کند مي گذارد گوشه ي چمدان تو …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.