در تاريکي از دستت شربتي ريخته

در تاريکي
از دستت شربتي ريخته
مورچه ها بو مي برند
راه مي افتند
خطوطي گيج و پريشان
مورچه ها
شعرهاي من اند
کف زمين
سارا محمـــدي اردهــالــي

برچسب ها :

همچنین ببینید

تو چشمک مي زني من لبخند

تو چشمک مي زني من لبخند

تو چشمک مي زني من لبخند مي نشينيم خيلي خسته ايم بند ماسکت را باز …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.