خانه / چکیده اشعار شاعران / صداي بوق ممتد صداي گريه ي مرد

صداي بوق ممتد صداي گريه ي مرد

صداي بوق ممتد صداي گريه ي مرد
کسي سکوت مرا منفجر نخواهد کرد
در انتظار کسي آنطرف تر از تلفن
در انتـِ هايِ تو را هاي هايِ زن، از درد
و ترس مثل کسي که سياه مي شَــ و ترس
و بعد مي پاشد توي صحنه چيزي زرد
صداي بوق کسي نيست در جهان جز زن
صداي بوق دوباره مرا به خود آورد
صداي بوق شبيه تصادفي در ذهن
صداي بوق… و لرزيدن از سـَ سـَ سـَ.. سرد
صداي بوق مرا از همان طرف بردار
صداي بوق از آنسوي خط به من برگرد
صداي بوق و انگشت هاي لرزان که
صداي بوقِ ممتد صداي گريه ي مرد
سيد مهـــدي موســـوي

برچسب ها :

همچنین ببینید

ده قرنه يه مرد بر سر داره

ده قرنه يه مرد بر سر داره

ده قرنه يه مرد بر سر داره همه خوابيدن هنوز بيداره رو تنش جاي نفرت …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

10 − شش =