ده قرنه يه مرد بر سر داره

ده قرنه يه مرد بر سر داره
همه خوابيدن هنوز بيداره
رو تنش جاي نفرت و سنگه
به چشم عاشق اينا قشنگه
به جاي چشماش لخته ي خونه
فهميدن، درده عشق، يه جنونه
هرچي ميگذره دنيا بدتره
ده قرنه مردم گوشاشون کره
جواب فرياد دوختن لبه
دنيا تاريکه سراسر شبه
دردش نه دنيا نه احتياجه
ميگه که خداس اسمش حلاجه
اون خود ِ عشقه چيزي نمي خواد
داره مي رقصه با عبور باد
ده قرنه خورشيد پشت ديواره
همه خوابيدن يه مرد، بيداره
سيد مهـــدي موســـوي

برچسب ها :

همچنین ببینید

دارد صدايت مي زنم بشنو صدايم را

دارد صدايت مي زنم بشنو صدايم را

دارد صدايت مي زنم… بشنو صدايم را بيرون بکش از زندگي و مرگ! پايم را …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

5 × 4 =