فقط نگاه کن و بعد هيچ چيز نپرس

فقط نگاه کن و بعد هيچ چيز نپرس
به خواب رفتمت از بسته هاي خالي قرص
به دوست داشتنم بين ِ دوستش داري
به خواب رفتمت از گريه هاي تکراري
تماس هاي کسي ناشناس از خطّ
به استخوان سرم زير حرکت ِ مته
که مي شود به رگ و پوست، از تو تيغ کشيد
که مي شود به تو چسبيد و بعد جيغ کشيد
که مي شود وسط وان، دچار فلسفه شد
که زير آب فرو رفت واقعا خفه شد
سيد مهـــدي موســـوي

برچسب ها :

همچنین ببینید

خواستم داد شوم گرچه لبم دوخته است

خواستم داد شوم گرچه لبم دوخته است

خواستم داد شوم گرچه لبم دوخته است خودم و جدّم و جدّ پدرم سوخته است …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

یک × 5 =