دارد صدايت مي زنم بشنو صدايم را

دارد صدايت مي زنم… بشنو صدايم را
بيرون بکش از زندگي و مرگ! پايم را
داري کنار شوهرت از بغض مي ميري
شب ها که از درد تو مي گيرم کجايم را
هر بوسه ات يک قسمت از کابوس هايم شد
از ابتدا معلوم بودم انتهايم را
در هر خيابان گريه کردم گريه من را کرد
شايد ببيند شوهر تو اشک هايم را
هيچم ولي دارم عزيزم هيچ را از تو
مستي م از نوشابه ي مشکي ست يا از تو؟
دارم تلو دارم تلو از نيستي مستم
حالا دکارت مسخره ثابت کند هستم
بودم بله مثل جهاني از تصوّرها
بودم بله در رختخوابت … توي خرخرها
بودم شبيه رفتنت هر صبح از پيشم
بودم شبيه مشت کوبيدن به آجرها
حالا منم! که پاک کرده ردّ پايم را
مي کوبم از شب ها به تو سردردهايم را
سيد مهـــدي موســـوي

برچسب ها :

همچنین ببینید

نور بي اسم توي ذوقم زد

نور بي اسم توي ذوقم زد

نور بي اسم توي ذوقم زد باز شد يک دريچه در کمدم اول شعر از …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.