مامان تمام زندگي ام درد مي کند

مامان ! تمام زندگي ام درد مي کند
دارد چه کار با خودش اين مرد مي کند
دارد مرا شبيه همان بچّه ي لجوج
که تا هميشه گريه نمي کرد مي کند
اين باد از کدام جهنّم رسيده است
که برگ، برگ، برگ مرا زرد مي کند
هي مي رسد به نقطه ي پايان، به خودکشي
يک لحظه مکث بعد عقبگرد مي کند
ابري ست غوطه ور وسط خواب هاي مرد
که آتش نگاه مرا سرد مي کند
بي فايده ست سعي کنم مثل‌تان شوم
دنياي خوب ! باز مرا طرد مي کند
هي فکر مي کنم و به جايي نمي رسم
هي فکر مي کنم و سرم درد مي کند
سيد مهـــدي موســـوي

برچسب ها :

همچنین ببینید

هي جيغ جيغ گريه ي بي تاب بچّه ها

هي جيغ جيغ گريه ي بي تاب بچّه ها

هي جيغ جيغ … گريه ي بي تاب بچّه ها لولو دوباره آمده در خواب …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

2 × 5 =