اتوبان ، رودخانه اي غمگين است

اتوبان ، رودخانه اي غمگين است
که مرا از تو دور مي کند
آب که از سر ما گذشت
اما ماهي ها غرق نخواهند شد
تنها در کنار اتوبان مي ايستند
و براي شيشه هاي بالا کشيده دست تکان مي دهند
تا از سرما يخ بزنند
و روي آب بيايند
تنها سنگ ها هستند
که براي هميشه ته نشين خواهند شد
تو با شوهرت ماهي مي خوري
من زل مي زنم به ماه و
ديوانه مي شوم و
کوچه ها را آواز مي خوانم و
به سنگ ها لگد مي زنم و
زنم و
بغضم مي ترکد
از تو که دور مي شوم
کوچه که هيچ!
گاهي اتوبان هم بن بست است
من رودخانه اي را مي شناسم
که با دريا قهر کرد
و عاشقانه
به فاضلاب ريخت
سيد مهـــدي موســـوي

برچسب ها :

همچنین ببینید

سبزه ها را گره زدم به غمت

سبزه ها را گره زدم به غمت

سبزه ها را گره زدم به غمت غم از صبر بيشترشده ام سال ِ تحويل …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

18 + 5 =