هي جيغ جيغ گريه ي بي تاب بچّه ها

هي جيغ جيغ … گريه ي بي تاب بچّه ها
لولو دوباره آمده در خواب بچّه ها
لولو هزار سال تمام است يکنواخت
با عشق و غصّه سر زده شب ها به بچّه ها
لولو هزار سال تمام است عاشق است
اين را نگفته است به… حتّي به بچّه ها
فرهنگنامه هاي زمين داد مي زنند:
بي معني است عشق هيولا به بچّه ها
لولو کنار بي کسي اش گريه مي کند
لولوي ترسناک، نه! قصّاب بچّه ها
لولو به بُهت شب هيجان هديه مي کند
مانند پول عيدي بابا به بچّه ها
لولو که قرص خسته ي اعصاب مي خورَد
آنسوتر از اتاق… و اسباب بچّه ها
لولوي دل شکسته که از ترس جيغ ها
هرگز نشان نداده خودش را به بچّه ها
لولو که خودکشي شد و با خون تازه اش
اين نامه را نوشت به دنيا
به: بچّه ها
سيد مهـــدي موســـوي

برچسب ها :

همچنین ببینید

نور بي اسم توي ذوقم زد

نور بي اسم توي ذوقم زد

نور بي اسم توي ذوقم زد باز شد يک دريچه در کمدم اول شعر از …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

10 − ده =