اين روزها که آينه هم فکر ظاهر است

اين روزهــا کـــــه آينه هم فکــر ظاهر است
هرکس که گفته است خدا نيست کافر است
با ديدن قيافه اين مردمان خوب
بايد قبول کرد که گندم مقصّر است
آن سايه اي که پشت سرت راه مي رود
گرگي مخوف در کت و شلوار عابر است
کمتر در اين زمانه بـــه دل اعتماد کن
وقتي گرسنه مانده به هر کار حاضر است
شاعر فقط براي خودش حرف مي زند
در گوشه اتاق فقط عکس پنجره ست
آن جاده و غروب قشنگي که داشتيم
حالا نمــاد فاصله در ذهن شاعر است
در ايــن ديار ، آمدن نــو بهـار پوچ
تنها دليل رفتن مرغ مهاجر است
دارد قطار فاجعـــه نزديک مــي شود
بمبي هنوز در چمدان مسافر است
سيد مهـــدي موســـوي

برچسب ها :

همچنین ببینید

خدا نشسته كه يك روز كشف تان بكند

خدا نشسته كه يك روز كشف تان بكند

خدا نشسته كه يك روز كشف تان بكند بدين وسيله دلش را مگر جوان بكند …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پنج + سه =