از گلي که نچيده ام عطري به سرانگشتم نيست

از گلي که نچيده ام
عطري به سرانگشتم نيست
خاري در دل است
شمـــس لنگــــرودي
سر بر زانوي كوير مي گذارم
سوگندش مي دهم بس كند
با اين همه آب
كه از آسمان مجروح مي بارد
از گل و لاي بي حاصل
سنگينم مي كند
شمـــس لنگــــرودي

برچسب ها :

همچنین ببینید

آخر به چه درد مي خورد آفتاب اسفند

آخر به چه درد مي خورد آفتاب اسفند

آخر به چه درد مي خورد آفتاب اسفند اين که جاي پاي تو را آب …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

14 + 6 =