پدر من يوسفم تو از برابر چاهم گذشتي

پدر!
من يوسفم
تو از برابر چاهم گذشتي
و صداي هواپيما نگذاشت که صدايم را بشنوي
برادران تني
پيرهنم را در موزه حراج کرده اند
و براي فروش کتاب هائي
درباره ي من
به سفر مي روند
شمـــس لنگــــرودي

برچسب ها :

همچنین ببینید

نه نمي توانم فراموشت کنم

نه نمي توانم فراموشت کنم

نه نمي توانم فراموشت کنم زخمهاي من بي حضور تو، از تسکين سرباز مي زنند …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.