احساس مسافري را دارم

احساس مسافري را دارم
که بايد برود
و نمي داند به کجا
بليت سفر به ناکجا را
من سال هاست در مشتم مي فشرم
کجاست راننده
تا لگد به در مستراح بين راهي اين زندگي بکوبد
فريادم بزند که جا نماني
کجاست
عليرضـــا روشــــن

برچسب ها :

همچنین ببینید

ماشين را براي خودش نگه داشت

ماشين را براي خودش نگه داشت

ماشين را براي خودش نگه داشت خودش را پياده كرد خودش را به خانه برد …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

16 − نه =