برق رفته است کبريت مي کشم و شمع

برق رفته است
کبريت مي کشم و شمع را روشن مي کنم
مبل و صندلي هستند
ميز و ديوار و چيز هاي ديگر هم
از تو اما فقط يک جاي خالي مانده است
جاي خالي دستت بر قاشق
جاي خالي پايت در کفش
جاي خالي حضورت در من
عليرضـــا روشــــن

برچسب ها :

همچنین ببینید

شعر چيزي نيست لحنِ گفتن دوستت‌ مي دارم است

شعر چيزي نيست لحنِ گفتن دوستت‌ مي دارم است

شعر چيزي نيست لحنِ گفتن دوستت‌ مي دارم است من لال و كور و فلج …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.