دیوار کوچه ی ما هم سن و سالمونه – یغما گلرویی

دیوار کوچه ی ما هم سن و سالمونه

شعر زیبای دیوار کوچه ی ما هم سن و سالمونه – یغما گلرویی

دیوار کوچه ی ما هم سن سالمونه - یغما گلرویی

دیوار کوچه ی ما هم سن و سالمونه
اون سرگذشت نسل خاکستر می دونه
ما آرزوهامون رو آجراش نوشتیم
گفتیم که تو جهنم دنبال یه بهشتیم
تو بچه گی نوشتیم : یا مرگ یا مصدق
نفت ترانه کردیم . ما بچه های عاشق
تو فصل نوجوونی داس چکش کشیدیم
اعدام زنبقا رو با داس حیله دیدیم
فصل جوونی ما دیوار خسته ی سرد
پیراهن قشنگ شب نامه ر به تن کرد
از آسمون صدای بال کبوتر اومد
تقویم خون ورق خورد ! گفتن قرق سر اومد
اما نشد رهایی شعری بشه رو دیوار

ما جنگ دوره کردیم تو بهت دود رگبار
وقتی شقیقه هامون جوگندمی شد آخر
تو آسیاب صبر اون جنگ نابرابر
دیوار کوچه زخمی از خنجر بلا بود
شعرای یادگاریش با اشک مادرا بود
اون زخما رو پوشوندن با رنگ ننگ انکار
گفتن : نوشتن از عشق ممنوعه روی دیوار
ما پا به پای دیوار ویرون شدیم . تکیدیم
حرفای قلبمون رو آجراش ندیدیم
حالا دیگه رو دیوار چیزی نمونده باقی
جز آگهی مرگ هم کوچه های یاغی
هم کوچه های یاغی
هم کوچه های یاغی
چیزی نمونده باقی
چیزی نمونده باقی

یغما گلرویی

برچسب ها :

همچنین ببینید

آنقدر بی خیال از بازنگشتنت گفتی – یغما گلرویی

آنقدر بی خیال از بازنگشتنت گفتی – یغما گلرویی

آنقدر بی خیال از بازنگشتنت گفتی شعر زیبای آنقدر بی خیال از بازنگشتنت گفتی – …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

4 × سه =