نوزده فروردین سی پاریس چشاش بسته بود – یغما گلرویی

نوزده فروردین سی پاریس چشاش بسته بود

شعر زیبای نوزده فروردین سی پاریس چشاش بسته بود – یغما گلرویی

نوزده فروردین سی پاریس چشاش بسته بود - یغما گلرویی

نوزده فروردین سی پاریس چشاش بسته بود
صدای جیغ بوف کور . تو حنجره ش شکسته بود
کوچه ی شامپیونه بود . آپارتمان سی هفت
همون جایی که بوف کور . از توی قصه رفت که رفت
خالق توپ مرواری . سایه ش دنبال می کنه
غربت این خونه به دوش . ترانه ر لال می کنه
یه عمره که دربه دره . رد سه قطره خون شده
سایه ی اون مدتیه . مامور جلب اون شده
تو زندگی آدما . دردایی هس مثل خوره
که روح توی انزوا . ذره به ذره می خوره

آی بوف کور ! آی بوف کور ! آی بوف کور دربه در
پریدنت یه حادثه س ! یه اتفاق پرده در
بره ها عادت می کنن . به زوزه ی ممتد گرگ
اما واسه تو زندگی . شده یه زندون بزرگ
به این بتای لعنتی . دوباره پشت پا بزن
تویی یه ناسزای ناب ! تویی تبلور شدن
آی ! آدمای بی زبون ! تا کی اسیرین تو نفس ؟
نگا کنین که بوف کور . جون می کنه کنج قفس
تو زندگی آدما . دردایی هس مثل خوره
که روح توی انزوا . ذره به ذره می خوره

یغما گلرویی

برچسب ها :

همچنین ببینید

تصور کن اگه حتا تصور کردنش سخته – یغما گلرویی

تصور کن اگه حتا تصور کردنش سخته – یغما گلرویی

تصور کن اگه حتا تصور کردنش سخته شعر زیبای تصور کن اگه حتا تصور کردنش …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

16 + چهار =