گفتم کبوتر بوسه گفتی پر – یغما گلرویی

گفتم کبوتر بوسه گفتی پر

شعر زیبای گفتم کبوتر بوسه گفتی پر – یغما گلرویی

گفتم کبوتر بوسه گفتی پر - یغما گلرویی

گفتم کبوتر بوسه گفتی پر
گفتم : گنجشک آن همه آسودگی
گفتی : پر
گفتم : پروانه پرسه های بی پایان
گفتی : پر
گفتم : التماس علاقه
بیتابی ترانه
بیداری بی حساب
نگاهم کردی
نه انگشتت از زمین زندگی ام بلند شد.
نه واژه پراز بام لبان تو پر کشید
سکوت کردی که چشمه ی شبنم
از شنزار انتظار من بجوشد

عاشقم کردی همبازی ناماندگار این همه گریه
و آخرین نگاه تو
هنوز در درگاه گریه های من ایستاده است
حالا بدون تو
رو به روی آینه می ایستم
می گویم: زنبور گزنده ی این همه انتظار
کلاغ سق سیاه این همه غصه
و کسی در جواب گفته های من پر نمی گوید
تکرار آن بازی
بدون دست و صدای تو ممکن نیست
پس به پیوست تمام ترانه های قدیمی
باز هم می نویسم
برگرد

یغما گلرویی

برچسب ها :

همچنین ببینید

آقای روشنفکر زنش رو شب کتک زد – یغما گلرویی

آقای روشنفکر زنش رو شب کتک زد – یغما گلرویی

آقای روشنفکر زنش رو شب کتک زد شعر زیبای آقای روشنفکر زنش رو شب کتک …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نوزده − دو =