سالها رو در روی رؤیا و رایانه زمزمه کردم – یغما گلرویی

سالها رو در روی رؤیا و رایانه زمزمه کردم

شعر زیبای سالها رو در روی رؤیا و رایانه زمزمه کردم – یغما گلرویی

سالها رو در روی رؤیا و رایانه زمزمه کردم - یغما گلرویی

سالها رو در روی رؤیا و رایانه زمزمه کردم
و کسی صدای مرا نشنید
تنها چند سایه ی سر براه
همسایه ی صدای من بودند
گفتم : دوستی و دشمنی را با یک دال ننویسید
گفتم : کتاب تربیت سگ و تربیت کودک را
در یک قفسه نگذارید
گفتم : دهاتی حرف بدی نیست
گفتم : تمام این سالها
صادق و سهراب برادر بودند
می شود صدای پای آب را
از پس پرچین نیلوفر پوش بوف کور شنید
هرگز حرفهای قشنگ نگفتم
نگفتم : چرا در قفس همسایه ها کرکس نیست
کبوتر و کرکس را در آسمان می خواستم
گفتم : قفسها را بشکنید
و با نرده های نازکش قاب عکس بسازید
و جواب این همه حرف
سنگ و ریسه و دشنام بود
ولی . این خط این نشان

یک روز دری به تخته می خورد
باد قاصدکی می آورد
که عطر آفتاب و آرزوهای مرا می دهد
این خط ! این نشان
یک روز همه دهاتی می شویم
سقفهای سیمان و سنگ را رها می کنیم
و کنار سادگی چادر می زنیم
این خط این نشان
یک روز دبستان بی ترکه و ستاره بی هراس می شود
کبوترها و کرکس ها.
در لوله های خالی توپ تخم می گذارند
و جهان از صدای ترقه خالی می شود
یک روز خورشید پایین می آید
گونه زمین را می بوسد
و آسمان آرزوهای من
آبی می شود
باور نمی کنی ؟
این خط
این نشان

یغما گلرویی

برچسب ها :

همچنین ببینید

من سکوتم تو ترانه – یغما گلرویی

من سکوتم تو ترانه – یغما گلرویی

من سکوتم تو ترانه شعر زیبای من سکوتم تو ترانه – یغما گلرویی من سکوتم …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سیزده − 2 =