سعی کردم که همیشه به سادگی اولين سلاممان باشم – یغما گلرویی

سعی کردم که همیشه

شعر زیبای سعی کردم که همیشه – یغما گلرویی

سعی کردم که همیشه - یغما گلرویی

سعی کردم که همیشه
به سادگی اولین سلاممان باشم
به سادگی سکوتمان در پنجشنبه دیدار
به سادگی واپسین دست تکان دادنم
در کوچه بی چراغ
می خواستم کودکان ستاره زبان مرا بفهمند
می خواستم که هیچ ابهامی
در گزارش گریه های نباشد
می خواستم از اهالی شنزار و شتر گرفته
تا برف نشینان قبیله قطب
همصحبت سادگی ام باشند
احساس می کنم
تمام سادگان این سیاره همسایه منند
ناجی علی و حنزله وصله پوشش را
بیشتر از ون گوگ دوست دارم
که درختان را بنفش می کشید
آسمان را صورتی
و خاک را قرمز
این را برای خوش آیند هیچ چهره ای نگفتم
دوست دارم به جای سمفونی بتهون
صدای ویولن نواز کور خیابان ولی عصر را بشنوم

دلم می خواست که حافظ
این همراه همیشه حافظه ام
یکبار به سمت سواحل سادگی می آمد
می خواستم کتابت او را
به زبان زلال نوزادان بی زنگار ببینم
می خواستم ببینم آن ساده دل
با واژه های کوچه نشین چه می کند
هی آرزوی محال
آرزوی محال
و تو
دختر بی بازگشت گریه ها
از یاد نبر که ساده نویسی
همیشه نشان ساده دلی نیست
پس اگر هنوز
بعد از گواهی گریه ها در دفترم می نویسم
باز می گردی
به ساده دل بودنم نخند
اشتباه مشترک تمام شاعران این است
که پیشگویان خوبی نیستند

یغما گلرویی

برچسب ها :

همچنین ببینید

صد و پنجاه پله زیر زمین – یغما گلرویی

صد و پنجاه پله زیر زمین – یغما گلرویی

صد و پنجاه پله زیر زمین شعر زیبای صد و پنجاه پله زیر زمین – …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

19 − 11 =