تو چشمای سرمه کشیدهی یه مرد بلوچ – یغما گلرویی

تو چشمای سرمه کشیدهی یه مرد بلوچ

شعر زیبای تو چشمای سرمه کشیدهی یه مرد بلوچ – یغما گلرویی

تو چشمای سرمه کشیدهی یه مرد بلوچ - یغما گلرویی

تو چشمای سرمه کشیدهی یه مرد بلوچ
خیلی چیزا شناوره
بغل بغل گندمزار سوخته
فرسخ فرسخ مزرعهی خشخاش
چشاش رنگ تریاک افغانه
میون عقربا زندهگی میکنه
میون عقربا عاشق میشه
نونش از دل مارا میکشه بیرون
نمیدونه سر کردن شب بدون شبیخون یعنی چی
چیزی واسه قایم کردن نداره مگه یه بسته حشیش
تموم ترکای کویر عینهو پینههای کف دستش بلده
از هیچ نشون ستارهیی نمیترسه
با کلاش به دنیا میاد با کلاش میمیره
به همین سادهگی زندهگی مرد بلوچ
به همین سیاهی

یغما گلرویی

برچسب ها :

همچنین ببینید

دیوار کوچه ی ما هم سن و سالمونه – یغما گلرویی

دیوار کوچه ی ما هم سن و سالمونه – یغما گلرویی

دیوار کوچه ی ما هم سن و سالمونه شعر زیبای دیوار کوچه ی ما هم …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

18 + 3 =