کبک بودیم و کلاغ شدیم – یغما گلرویی

کبک بودیم و کلاغ شدیم

شعر زیبای کبک بودیم و کلاغ شدیم – یغما گلرویی

کبک بودیم و کلاغ شدیم - یغما گلرویی

کبک بودیم و کلاغ شدیم . خورشید بودیم چراغ شدیم
جنگل بی حصار بودیم . حالا یه دونه باغ شدیم
چشمامون و بسته بودیم یه سفره ی بزرگ شهر
دست که به سفره رفت ولی با یه ملاقه داغ شدیم
گندمای مزرعه مون خوشه های طلایی داشت
دستای ما تو دل خاک نهال سادگی می کاشت
آب زلال چشمه مون شیر و ستاره بود ولی
قصه ی چاه آب شهر فکرا رو راحت نمی ذاشت
مش رمضون ! دیدی تو شهر رو گرده ی ما زین زدن ؟
دیدی که پهلوونا رو با یه کلک زمین زدن ؟
غول سیاه وسوسه غیرت ما رو خورده بود
کباب چرب پایتخت گوشت الاغ مرده بود
چشمه بودیم سراب شدیم . بره بودیم کباب شدیم

ستاره بودیم توی شب اما یهو شهاب شدیم
تو غربت آهن دود کوه غرورمون شکست
کوپن فروش خسته ی میدون انقلاب شدیم
دیدی چه ساده گم شدن آرزوهامون توی باد ؟
آخ ! چی می شه که نون ده باز توی سفره مون بیاد ؟
اما نه پای رفتن و نه روی برگشتنی هست
زندگیمون همین شده . خنده کم و گریه زیاد
مش رمضون ! دیدی تو شهر رو گرده ی ما زین زدن ؟
دیدی که پهلوونا رو با یه کلک زمین زدن ؟
غول سیاه وسوسه غیرت ما رو خورده بود
کباب چرب پایتخت گوشت الاغ مرده بود

یغما گلرویی

برچسب ها :

همچنین ببینید

انگشت اشاره ی دست بچه مو بریدم – یغما گلرویی

انگشت اشاره ی دست بچه مو بریدم – یغما گلرویی

انگشت اشاره ی دست بچه مو بریدم شعر زیبای انگشت اشاره ی دست بچه مو …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

1 × چهار =