یک روز بلکه پنجاه سال دیگر – یغما گلرویی

یک روز بلکه پنجاه سال دیگر

شعر زیبای یک روز بلکه پنجاه سال دیگر – یغما گلرویی

یک روز بلکه پنجاه سال دیگر - یغما گلرویی

یک روز بلکه پنجاه سال دیگر
موهای نوه ات را نوازش می کنی
در ایوان پاییز
و به شعرهای شاعری می اندیشی
که در جوانی ات
عاشق تو بود
شاعری که اگر زنده بود
هنوز هم می توانست
موهای سپیدت را
به نخستین برف زمستان تشبیه کند
و در چین دور چشمانت

حروف مقدس نقر شده بر کتیبه های کهن را بیابد
یک روز
بلکه پنجاه سال دیگر
ترانه ی من را از رادیو خواهی شنید
در برنامه ی مروری بر ترانه های کهن شاید
و بار دیگر به یادخواهی آورد
سطرهایی را
که به صله ی یک لب خند تو نوشته شدند.
تو مرا به یاد خواهی آورد بدون شک
و این شعر در آن روز
تازه ترین شعرم برای تو خواهد بود

یغما گلرویی

برچسب ها :

همچنین ببینید

بالای کوه منتظر یکی از ما بودی – یغما گلرویی

بالای کوه منتظر یکی از ما بودی – یغما گلرویی

بالای کوه منتظر یکی از ما بودی شعر زیبای بالای کوه منتظر یکی از ما …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

16 − دو =