به کنار تپه شب رسید – سهراب سپهری

به کنار تپه شب رسید

شعر زیبای به کنار تپه شب رسید – سهراب سپهری

به کنار تپه شب رسید - سهراب سپهری

به کنار تپه شــب رسید

با طنین روشن پایش آینه فضا را شکست

دستم درتاریکی اندوهی بالا بردم

و کهکشان تهی تنهایی رانشان دادم

شهاب نگاهش مرده بود

و تابش بیراهه ها

و بیکران ریگستان سکوت را

و او پیکره اش خاموشی بود

لالایی اندوهی بر ما وزید

تراوش سیاه نگاهش با زمزمه سبز علف ها آمیخت

و ناگاه از آتش لبهایش جرقه لبخندی پرید

در ته چشمانش تپه شب فرو ریخت

و من در شکوه تماشا فراموشی صدا بودم

شعر زیبایی از دفتر شعر آوار آفتاب – سهراب سپهری

برچسب ها :

همچنین ببینید

بام را بر افکن و بتاب که خرمن تیرگی اینجاست – سهراب سپهری

بام را بر افکن و بتاب که خرمن تیرگی اینجاست – سهراب سپهری

بام را بر افکن و بتاب که خرمن تیرگی اینجاست شعر زیبای بام را بر …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بیست − 18 =