اگر زمين بر مداري ديگر مي گشت

اگر زمين
بر مداري ديگر مي گشت
و روزها و شب ها
جاي شب ها و روزها را تنگ نمي کردند
تنگ
چندان که گور لحظه هاي ما باشند
و سنگ بر سنگ ، آسياب شان
نوبت ما را
خرد و خمير نمي کرد
اگر
بر مداري ديگر مي گشت
برمي گشت
شهـــاب مقـــربيـــن

برچسب ها :

همچنین ببینید

دست سردم از چه مي لرزي

دست سردم از چه مي لرزي

دستِ سردم از چه مي لرزي تو توانا بودي پنجره را ببند مداد را بردار …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دو × 4 =