خانه / چکیده اشعار شاعران / دست سردم از چه مي لرزي

دست سردم از چه مي لرزي

دستِ سردم
از چه مي لرزي
تو توانا بودي
پنجره را ببند
مداد را بردار
دوباره شعرهاي عاشقانه بنويس
نه
اين زمستان از پنجره نيامده است
شهـــاب مقـــربيـــن

برچسب ها :

همچنین ببینید

در را باز نکردي دوچرخه ي پستچي

در را باز نکردي دوچرخه ي پستچي

در را باز نکردي دوچرخه ي پستچي در باران زنگ زد باز کن آلبوم تمبرهايت …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دو × یک =