هر روز که مي گذرد

هر روز که مي گذرد
تکه تکه ام مي کند
مي نشينم
تکه هاي خودم را جمع مي کنم
کنار هم مي چينم
مي بينم تکه اي گم شده
هر روز که مي گذرد
سبک‌تر مي شوم
زماني اگر
تکه هاي گم شده را پيدا کردي
کنار هم بچين
او بايد من باشم
باقي پازل بي معنايي بود
که در آن
بازيگر و بازيچه را
از هم نمي شناختي
شهـــاب مقـــربيـــن

برچسب ها :

همچنین ببینید

اگر زمين بر مداري ديگر مي گشت

اگر زمين بر مداري ديگر مي گشت

اگر زمين بر مداري ديگر مي گشت و روزها و شب ها جاي شب ها …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.