خانه / چکیده اشعار شاعران / توبه از می به چه تدبیر توانم کردن

توبه از می به چه تدبیر توانم کردن

توبه از می به چه تدبیر توانم کردن ؟
من عاجز چه به تقدیر توانم کردن ؟
رخنه در ملک وجودم ز قفس بیشترست
به کفی خاک چه تعمیر توانم کردن ؟
چون نباید به نظر حسن لطیفی که تراست
خواب نادیده چه تعبیر توانم کردن ؟
غمزه بدمست و نگه خونی و مژگان خونریز
چون تماشای رخت سیر توانم کردن ؟
دیده‌ای را که نمی شد ز تماشای تو سیر
بی‌تماشای تو، چون سیر توانم کردن ؟
عذر ننوشتن مکتوب من این است که شوق
بیش ازان است که تحریر توانم کردن
صائب از حفظ نظر عاجزم از روی نکو
برق را گر چه به زنجیر توانم کردن
صائــــب تبریـــزی

برچسب ها :

همچنین ببینید

ما ز غفلت رهزنان را کاروان پنداشتیم

ما ز غفلت رهزنان را کاروان پنداشتیم

ما ز غفلت رهزنان را کاروان پنداشتیم موج ریگ خشک را آب روان پنداشتیم شهپر …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

13 + پنج =