فروزان کن ز رخ کاشانه ای چند

فروزان کن ز رخ کاشانه ای چند
بسوزان شمعِ من پروانه ای چند
فغانم گوش کن امشب ، که فردا
زمن خواهی شنید افسانه ای چند
خماری نیست خونِ عاشقان را
سرت گَردم ، بکَش پیمانه ای چند
به هر دفتر زکِلکِ آتش آلود
زما ماندست آتشخانه ای چند
حزین ! از فوت فرصت با صد افسوس
کشیدم آه بی تابانه ای چند
حزیــــن لاهیجــــی

برچسب ها :

همچنین ببینید

گاهی به نگاهی دل ما شاد نكردی

گاهی به نگاهی دل ما شاد نكردی

گاهي به نگاهي دلِ ما شاد نكردي حيف از تو كه ويرانه آباد نكردي صد …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.