افسانه شب غم را چراغ می فهند

افسانه شبِ غم را چراغ می فهند
زبانِ آهِ مرا گوشِ داغ می فهمد
به وصل در غمِ هجران نشسته بلبل ما
فریبِ عشوه فروشانِ باغ می فهمد
حزیــــن لاهیجــــی

برچسب ها :

همچنین ببینید

به باغ راه خزان و بهار نتوان بست

به باغ راه خزان و بهار نتوان بست

به باغ راهِ خزان و بهار نتوان بست به رویِ بخت درِ روزگار نتوان بست …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چهار × 1 =